از همان آغاز همه را جذب كرد . آنها كه مىتوانستند خدمت رسول خدا مىرسيدند و اسلام مىآوردند . اما اين جاذبه فراتر از دور و بر رسول رفته بود . آنها كه دل پاكى داشتند و از دور جذب اين نقطهء نورانى شده بودند ، اگر مىتوانستند خودى به پيامبر اسلام مىرساندند و دست بيعت دراز مىكردند و اگر هم نمىتوانستند ، از همانجا كه بودند سلام به اسلام مىدادند و دل و جان در گرو آن مىنهادند . اگر مىشد ، از رسول خدا و صحابه ، اسلام را فرا مىگرفتند و اگر نمىشد قرآن را از دهان رهگذران و كاروانيان اخذ مىكردند . جاذبه آن قدر شديد بود كه حتى پيش از اسلام آوردن ، افراد را به خود مىكشيد . در اين مورد هم نمونه زياد است . يكى همان عمرو كودك سلمة الجرمىّ است . پيش از اين كه خدمت رسول برسد و اسلام بياورد ، از آنها كه از قبيلهء او مىگذشتند داستان ظهور اسلام را شنيده بود و آياتى از آنها فرا گرفته بود « 4 » . جوان هاشمى توانگرى مثل مصعب بن عمير ( م 3 ه ) وقتى فهميد پيامبر در « دار الارقم » پنهانى تبليغ مىكند ، به جاذبهء قرآن خود را بدانجا رساند و اسلامى عميق و از جان برخاسته عرضه داشت « 5 » . اين جوان زيباى ناز پرورد تنعّم كه پيامبر اكرم مىفرمود : « در مكه زيباتر و خوش پوشتر و متنعّمتر از او كس نبود » به سختگيريها و كژ رفتاريهاى مادر و كسان وقعى ننهاد ، با تنگدستى و فقر ساخت و اسلامش چنان بود كه در بدر و احد پرچمدار لشكريان اسلام شد و در همان احد بود كه با شجاعتى شگفتآور شهيد شد و پرچمش را على ( ع ) بر افراشت . « 6 »
شاعر جوانى چون فروة بن مسيك مرادى ( م حدود 30 ) از اشراف قبيلهء كندهء يمن ، پشت پا به قبيله و خان و مان زد ، از ملوك كنده بريد و در سال دهم هجرت ، خود را به رسول خدا رساند . روزها در مجلس نبى حاضر مىشد و قرآن مىخواند « 7 » . او مرد سخن شناسى بود كه آيات قرآن را از رهروان كاروانى شنيده بود و فريفتهء اسلام شده بود . « 8 » زيد بن ثابت انصارى نوجوانى بود كه خدمت رسول خدا رسيد در حالى كه هفده سورهء قرآن از حفظ داشت .
هامش
( 4 ) ابن سعد 7 : 1 / 63 و 64 .
( 5 ) ايضا 3 : 1 / 82 و نيز استيعاب و روض .
( 6 ) ابن هشام 3 : 77 ( 566 گوتينگن ) ، ابن سعد 3 : 1 / 85 ، احمد 5 : 109 .
( 7 ) ابن سعد 5 : 383 ، ابن هشام 2 : 581 - 583 .
( 8 ) طبقات ابن سعد 1 : 2 / 63 ، اصابه ت 6983 .