تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
مىفرمود و هر يك از آنها را براى شما حديث مىكنم » . « 65 » چنين بود كه از تفسير قرآن به رأى و نظر شخصى به شدت منع كرده بود كه « هر كه قرآن را به رأى خويش تفسير كند اگر هم به صواب باشد خطا كرده است » . طبيعى است كه آيات قرآن ، براى فهم و تدبّر ، احتياج به توضيح و بيان داشت . ما امروز تفسير قرآن را از همين توضيحات داريم . اصول دين همه در قرآن هست و كار پيامبر توضيح و بيان اين اصول بود . مثلا نماز در قرآن هست ، اما تعداد ركعات آن و اوقات آن نيست . دربارهء زكات هيچ توضيحى نيست . دربارهء حج و نكاح و طلاق و ساير عبادات و معاملات و فرائض توضيحات همهء فروع را از پيامبر اكرم گرفته‌اند . خداشناسى قرآن ، نبوت و شرح رستاخيز و معاد ، اخلاق كريمه و شرح اخلاق رذيله ، همه را از بيان و شرح پيامبر گرامى داريم . قرآن محكم و متشابه دارد . اين متشابهات و مبهمات را چه كسى مىخواست توضيح كند جز پيامبر ؟ به هر صورت ، آن مراقبت و اهتمامى كه تا سر حدّ ايثار و فداء رسيده بود ، آن همه تلاش پىگير و تداوم در تربيت و تزكيهء نفوس و تعليم مردم ، ثمرهء خود را بار آورد و قرآن در دل و جان ياران او نشست و از پس آنها نسلهاى بعد نيز اين مونس عزيز جان را به گرمى گرامى داشتند و به نسلهاى بعدتر سپردند .

حافظهء عرب

ياران وفا كيش پيغمبر نيز همان راه را مىرفتند كه او ( ص ) مىخواست . آنها نيز بيشتر امّى بودند و طبيعى است كه مرد امّى ناخواننده در هر چه بخواهد به حافظه‌اش تكيه مىكند . همه چيز را بدان مىسپارد و از آن باز مىخواهد . به ويژه ، وقتى كه در اين كار تجربه و ممارستى داشته و نيروى فراگيرى و حفظ و ضبطش فراوان باشد و انگيزهء ايمان و اعتقاد نيز بدان افزوده باشد . عرب اين خصيصهء حفظ سريع و قوى را به فراوانى داشت و به واقع در حدّ كمال و اوج آن بود . زيرا عرب جاهلى ، به شعر و نسب قبيلهء خود عشق مىورزيد . آنها هميشه قصايد بلند و سلسله نسبهاى طولانى قبايل خود را حفظ مىكردند كه مايهء افتخار و گاه موجب بقايشان مىگشت . بنا بر اين ، نيروى حافظه‌شان بسيار قوى و گاهى شگفت‌آور بود . سرعت حفظ و تندى ذهن از خصائص بارز آنان بود كه حتى « سينه‌هايشان
هامش
( 65 ) كتاب المصاحف ابن ابى داود ص 3 .