رسول ( ص ) بود كه تا به آخر عمر ، هميشه قرآن را به حفظ داشت و هرگز نشد كه چيزى از ياد ببرد . چنين بود كه در مرحلهء اول جمع قرآن ، تكيه بر حافظه بود .
محقق ابن الجزرى ( م 833 ) از بزرگان علوم قرآن مىگويد : « اعتماد در نقل قرآن بر حفظ در قلبها و سينههاست نه بر خط مصحفها و كتابها . و اين گرامىترين خصيصهاى است از خداوند متعال بر اين امّت » « 7 » . در حديث آمده كه پيامبر فرمود :
« همانا پروردگارم به من گفت : . . . فرستم بر تو كتابى كه آب آن را نشويد و بخوانيد آن را در خواب و بيدارى . . . » « 8 » ، پس خداوند خود خبر داد كه قرآن در حفظش به صحيفهاى كه به آب شسته شود محتاج نيست ، بلكه خوانده مىشود در هر حالى ، هم چنان كه در صفت امّتش آمده : « اناجيلهم صدورهم » « 9 » .
كوشش صحابه
گذشته از حافظهء قوى ، دقّت و كوشش ياران پيامبر نيز در اعلى درجه قرار گرفته بود و كتاب خدا جايگاه نخستين عنايتشان را داشت . به فرا گرفتن و حفظش مىكوشيدند و در آموزش و فهمش مسابقه داشتند و در ميان خود برترى مىجستند بدانچه از قرآن حفظ داشتند . چه بسا كه نور چشم آنها در اين بود كه كابين زناشوئيشان را آموختن سورهاى از قرآن قرار دهند كه شوهر به زن بياموزد « 1 » و يا كودكان چهار پنج ساله را به تعليم قرآن مىسپردند . مىگويند سفيان بن عيينه در چهار سالگى قرآن و يا مقدار زيادى از آن را حفظ بود « 2 » و يا عمرو كودك نوخاستهء سلمة الجرمى چنان قرآن از حفظ داشت كه امامت جماعت معمولا بايد به دو مىرسيد . « 3 »
اينها نبود مگر بر اثر جاذبهء عظيم قرآن . اين جريان بزرگى كه بوجود آمده بود همه كس را جذب مىكرد و به همراه خود مىبرد . قدرت جاذبهء قوى اسلام و قرآن
هامش
( 7 ) النشر فى القرآت العشر 1 : 6 .
( 8 ) مسلم : جنّة 63 ، احمد 4 : 162 .
( 9 ) النهايهء ابن اثير 5 : 23 .
( 1 ) المعجم المفهرس 5 : 349 س 1 ح 8 ، مفتاح كنوز 399 س 3 ، فضائل القرآن ابن كثير 40 / 64 .
البته اينجا بحث مفصلى طرح شده كه آيا جايز است اين تعليم خود كابين زن قرار گيرد و يا اجرتى بر آن تعلق مىگيرد و آن اجرت كابين خواهد بود كه معمولا در باب نكاح و اجارات فقه مطرح مىشود .
( 2 ) التراتيب الاداريهء كتانى 2 : 297 .
( 3 ) كتانى 2 : 296 به نقل از كشف الغمّهء شعرانى و اصابهء حافظ و صحيح بخارى ، و نيز ابن سعد 7 : 1 / 63 .