آموخته بودند و اساسا دليل و مرجع اصلى اسلام شخص پيامبر ، يعنى قول و فعل رسول خداست . اما ما در اينجا فقط نمونههائى از اهتمام و مراقب شخص او ( ص ) در آموزش قرآن و پىگيرى در تربيت نسل اول اسلام را مىبينيم . در مواردى هم كه خود نمىرسيد ، به صحابه مىفرمود كه آنها به ديگران بياموزند « 60 » . چنان كه مثلا وردان را به ابان بن سعيد بن عاصى ، و ابو ثعلبهء خشنى را به ابو عبيدة بن جرّاح سپرده بود كه خوب تعليم بگيرند « 61 » . تأكيد فراوانى مىفرمود كه هر كس به همسايهء خود قرآن و فقه بياموزد . طوايفى را كه به همسايگان خود مىرسيدند مىستود و به اشعريان كه دانشى داشتند يك سال فرصت داد تا همسايهء عرب خود را قرآن بياموزند « 62 » . اهل صفّه ، مردم بينوائى بودند كه نه منزلى داشتند و نه مايهاى « 63 » . در گوشهاى از مسجد به همسايگى رسول خدا مىزيستند . مردم مدينه بدانها كمك مىكردند . بعضى از آنها هيزم از بيابان آورده و معاش مىكردند . شب كه مىشد قرآن را شمرده و بلند مىخواندند و آموزش مىدادند . به قرآن شب زنده دارى مىكردند . پيامبر اكرم بدانها سركشى مىفرمود و به قرائت آنها گوش فرا مىداد و تشويقشان مىفرمود . همينها بودند كه « قرّاء » ناميده شده و در وقعهء « بئر معونه » كشتهء زيادى دادند « 64 » . و بعدها در اسلام جايگاه رفيع و با احترامى يافتند . دقّت پيامبر تنها در قرائت درست و تصحيح آن نبود ؛ براى فهماندن مطالب و روشن كردن مشكلات نيز حضرت توجه خاصّى مىفرمود و هر جا كه لازم بود از شرح و بسط مطلب دريغ نداشت . چنان كه خداوند دستور فرموده بود :
« لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ
( 16 : 44 ) تا آنچه به مردم فرستاده شده براى ايشان بيان كنى » . ( و يا 2 : 152 ) همچنانكه زيد بن ثابت گفت : « چون ذكر آخرت مىكرديم معنى آن مىگفت و چون ذكر دنيا مىشد معناى آن باز مىگفت . وقتى سخن از طعام مىكرديم معنى آن بيان
هامش
( 60 ) چنان كه ابّى بن كعب آموزش مىداد . ابن سعد 5 : 372 و 407 . تشويق پيامبر را ملاحظه كنيد :
سفينة البحار 2 : 415 ، اصول كافى 4 : 394 - 418 .
( 61 ) تراتيب الاداريه 1 : 40 .
( 62 ) ايضا 1 : 41 .
( 63 ) ابن سعد 1 : 2 / 13 ، مفتاح كنوز 1 / 266 .
( 64 ) ابن سعد 1 : 2 / 13 و 2 : 1 / 36 - 38 .