از حفظ كنند ، و دوست داشت كه صحابه بهتر و بيشتر بياموزند و آن همه به قرآن خواندنشان اهتمام داشت ، اما در همه وقت مواظب بود كه اين كار صحابه را به تنگى و سختى نيندازد .
عبد اللّه بن عمرو از آغاز اسلامش در عبادت خود اجتهادى به كار مىبرد . در زمان رسول خدا هميشه روزه بود و كتاب خدا را تلاوت مىكرد ، « 51 » تا مادرش نزد پيغمبر شكايت برد كه « مردى است از دنيا بريده ، خواب را بر خود حرام كرده ، افطار نمىكند ، گوشت نمىخورد و به حقوق كسانش نمىرسد » پيامبر او را سرزنش فرمود و به اعتدال و ميانه روى خواند . « 52 » خود او مىگفت : قرآن را جمع كردم و به هر شبى مىخواندم ، خبر به نبى اكرم رسيد فرمود : بخوان آن را به هر ماهى ( و يا هر سه شبى ) . . . تا آخر حديث « 53 » . از اينجا بود كه گفتهاند : هر كه قرآن را در كمتر از سه روز بخواند ، آن را نفهمد « 54 » و صحابه از آن پس قرآن را در ده روز و شش روز و به كمترين حدّ ، در پنج روز مىخواندند « 55 » . تشويق پيامبر به تدبّر و تفكّر در قرآن از حدّ مىگذشت و شتاب و سرعت مانع آن تدبر و تأمل بود .
رسول خدا خود تا آنجا كه مىرسيد به صحابه و مخصوصا نومسلمانان آموزش قرآن مىداد . چنان كه در مورد عثمان بن ابى العاص « 56 » و نمايندگان بحرين « 57 » و عمرو بن عبد قيس با تعليم سورهء حمد و اقرء « 58 » عمل فرمود و يا صدر سورهء مريم را به بريده آموخت « 59 » و يا ابو رفاعهء عدوى افتخار مىكرد كه سورهء بقره را از رسول ( ص ) آموخته است و يا ابن مسعود هميشه مىگفت من هفتاد سورهء قرآن را از دهان رسول خدا آموختهام . البته گفتگو نيست كه صحابه هر چه مىدانستند ، از قرآن و سنت ، از پيامبر
هامش
( 51 ) تذكرهء ذهبى 1 : 36 .
( 52 ) ابن سعد 4 : 2 / 9 .
( 53 ) غاية النهايه 1 : 439 ، اتقان 1 : 75 ، مقدمتان 27 ، ابن سعد 4 : 2 / 9 ، احمد 2 : 158 ، 187 تا 189 ؛ . . . او گاهى در را بر خود مىبست و ساعتها مىگريست و ديگران را هم به گريستن مىخواند .
حلية 1 : 290 ، احياء العلوم 13 : 57 .
( 54 ) ترمذى 11 : 65 .
( 55 ) ابن سعد 6 : 49 ، 58 ، 60 .
( 56 ) ابن سعد 5 : 372 .
( 57 ) ايضا 5 : 407 .
( 58 ) ايضا 5 : 411 .
( 59 ) ايضا 4 : 1 / 178 و 7 : 2 / 99 .