مىكرد و قرآن را از دهان رسول خدا مىشنيد . وقتى هم كه رسول خدا خواب بود او قرائت خود را از ابو بكر و ابّى بن كعب فرا مىگرفت . وقتى مذاكرات پايان يافت او مقدارى از آيات قرآن و احكام را آموخته بود و به همين دليل چون نمايندگان خواستند برگردند پيامبر اين عثمان را كه جوانترين آنها بود به امارت طائف انتخاب فرمود « 42 » . نمونهء برجستهء ديگر آن ، امامت سالم مولى ابى حذيفه ( م 11 ه . ) ، اين مسلمان استخرى است كه نسبش ناشناس مانده . وقتى مسلمانان پيش از خروج نبى از مكّه مهاجرت كردند ، امام آنها تا رسيدن به مدينه اين سالم بود . در ميان اين مهاجران ، اصحابى چون عمر بن خطاب و ابو سلمه و عيّاش بن ابى ربيعه هم بودند . اما چون سالم قرآن را بيشتر از آنها مىدانست امامت جماعت به دو مىرسيد « 43 » .
نمونهء ديگرى اميرى اسامة بن زيد ( م 54 ه ) هنگام اعزام به « مؤته » بود . در ميان لشكريان يارانى چون ابو بكر و عمر بودند اما پيامبر اميرى را به اسامهء نوجوان داد .
چند نفرى كه در حق او زبان درازى كردند ، حضرت قرائت قرآنش را يادآور شدند « 44 » .
ياران پيامبر هم چون آيهاى را از او فرا مىگرفتند ، يا سورهاى را از او دريافت مىكردند ، مكرّر به خدمتش آمد و شد كرده و در حضورش مىخواندند تا اينكه پيامبر درستى قرائتشان را گواهى دهد و آنان نيز آيات كريمه را به درستى به حافظهء خود بسپارند . پس از حفظ آن ، آنچه مىدانستند براى ديگران نيز باز مىگفتند و آن را نشر مىكردند . به زنان و كودكان تعليم مىدادند و به جويندگانى كه به سراغ پيغمبر مىآمدند مىآموختند . ابن اسحاق در كتاب المغازى نقل مىكند كه هر وقت وحيى دريافت مىشد پيامبر آن را در آغاز در جمع رجال صحابه قرائت مىكرد و بعد مرتبهء ديگر آن را در جمع زنان قرائت مىفرمود « 45 » و يا زياد بن لبيد گفت كه ما آيات را
هامش
( 42 ) امتاع 489 ، ابن سعد 1 : 2 / 33 و 52 و 5 : 372 و 7 : 1 / 26 ، جمهرة الانساب 254 ، ابن هشام 4 : 184 ببعد ، طبرى 1 : 1691 ، ابن سيد الناس 2 : 228 ، ابن كثير 5 : 29 ، زاد المعاد 3 : 60 ، تاريخ الخميس 2 : 134 ، مفتاح كنوز السنه 532 س 1 و ص 106 / 2 ، واقدى 381 برلن ، جوامع السيره ابن حزم 257 .
( 43 ) ابن سعد 2 : 2 / 111 و 3 : 1 / 61 و جوامع السيرهء ابن حزم 87 .
( 44 ) ابن سعد 4 : 42 ، تهذيب ابن عساكر 2 : 391 - 399 ، بخارى 2 : 194 ، مسلم 7 : 131 ، ابن سعد 2 : 1 / 136 و 2 : 2 / 40 و 4 : 42 ، واقدى 433 ، نوادر الاصول محمد بن على حكيم ترمذى ، ط ، آستانه ص 332 .
( 45 ) مقدمهء ترجمهء قرآن به فرانسه از دكتر محمد حميد اللّه ، چاپ 1966 پاريس ، ص 41 ح 17 ، به نقل