تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
در همين ماه ، يعنى چهار ماه بعد از احد ، حادثهء سهمگين‌ترى رخ داد . پيامبر چهل نفر و يا به روايتى هفتاد نفر از برگزيدگان انصار را كه « قراّء » ناميده مىشدند به تقاضاى رئيس قبيلهء بنى عامر براى آموزش قبيله بدانجا فرستاد . در رأس آنها منذرين عمرو ( م 4 ه ) بود كه پيش از اسلام هم نوشتن مىدانسته . در « بئر معونه » كه آبى است در كوه بر سر راه مدينه به مكه ، كافران بر سر آنها ريخته همه را كشتند . پيامبر چنان از اين حادثه متألم گشت كه تا يك ماه در قنوت نماز صبح بر آنها به اسم و رسم نفرين مىكرد « 40 » و اين آغاز قنوت بود .
هامش
( 40 ) واقدى 337 ، 378 ( 153 برلن ) ابن هشام 3 : 193 ببعد ( 648 گوتينگن ) ، ابن سعد 2 : 1 / 36 و 3 : 2 / 71 و 4 : 1 / 183 و 4 : 2 / 89 ، طبرى 1 : 1441 ببعد ، ابن كثير 4 : 71 - 74 ، زاد المعاد 2 : 272 ، تاريخ الخميس 1 : 451 يا 508 ، فتح البارى 7 : 298 ، بخارى : جهاد 9 ، 184 ، مغازى 28 ، احمد 3 : 109 ، 111 ، 137 ، 210 ، 235 ، 255 ، 270 ، 288 ، 289 ، عمدة القارى 8 : 230 ، مجمع الزوايد 6 : 128 - 129 ، التاج 4 : 439 ، جوامع ابن حزم 178 . در اين حادثه كه بعد از وقعهء احد سنگين‌ترين واقعه‌اى بود كه پيش آمد دو نكته مورد بحث قرار گرفته است . يكى در مورد تعداد قاريان كشته شده است و ديگرى در مورد آيه‌اى كه بعضى از راويان گفته‌اند كه در اين باره نازل شد و بعد رفعت يافت و يا فراموش گردانيده شد . در اصل واقعه از نظر تاريخى هيچگونه بحثى نيست ، اما در مورد تعداد قاريان « لامنس » ترديد مىكند . ( دائرة المعارف اسلام 4 : 386 - 388 كلمهء بئر معونه ) . زيرا براى يك چنين مأموريتى كه به عقيدهء او دخالت در نزاع ميان دو شيخ عرب ( ابو براء عامر بن مالك و عامر بن طفيل كلابى ) بوده ، وجود هفتاد قارى نياز نبود . در اين طور موارد نبى ( ص ) يكى دو نفر قارى مىفرستاد . اما بطلان ادعاى لامنس در طرح مسأله روشن مىشود . اگر فرستادن قاريان را دخالت در نزاع بين دو شيخ هم بگيريم ، طبيعى است كه چنين دخالتى احتياج به قواى كافى دارد . اين مأموريتى ساده و عادى تلقى نمىشود . دخالت ، نيرو مىخواهد و تعداد هفتاد نفر ، يا حداقل چهل نفر زياد نخواهد بود . اما اينكه همهء اينها از قاريان باشند بحث در « قرائت » پيش مىآيد . درست است كه در قديمىترين نوشته ، يعنى ابن هشام صحبت از « قرّاء » نيست و صحبت از برگزيدگان مسلمانان « خيار المسلمين » شده و در رواياتى هم كه طبرى در تاريخش نقل مىكند ، از اصحاب و يا انصار مىگويد . اما هيچيك از اين نامها ، اسم « قرّاء » را نفى نمىكند و منافاتى با آن كه در احاديث آمده ( بخارى و محدثان ديگر تصريح مىكنند كه اينها قراء بوده‌اند ) ندارد . برگزيدهء مسلمانان چه كسى جز قارى مىتوانست باشد ؟ بخصوص كه اهل صفّه و قرآن خوانان از همان آغاز بدين نام شهرت داشتند . و در ميان كشته شدگان افرادى چون عامر بن فهيره ، منذرين عمرو و نافع بن بديل و برگزيدگان ديگرى نام برده شده‌اند . بيش از ده نفر نامشان ذكر گرديده است . به هر حال ، آنچه مهم است شركت قاريان قرآن در اين امر است ، حال به نام قارى يا صحابى يا انصار يا برگزيده . توجه كنيم كه لشكريان اسلام را در آن هنگام بيشتر قاريان تشكيل مىدادند . مطلب ديگر در مورد عباراتى است كه مىگويند در اين مورد نازل شد و بعد بالا برده شد و به جاى آن آيت