پيغمبر اكرم بر فرا گرفتن و حفظ كردن قرآن حرصى عظيم داشت و در سختترين حالات هم زبانش را بدان مىگرداند . او در فراگيرى آيات قرآنى ، در به دو امر ، شتاب مىورزيد و از ترس اين كه مبادا كلمهاى از ياد برود و يا حرفى تبديل گردد ، در به خاطر سپردن و به دل نگهداشتن آن عجله مىورزيد . زبان خود با شتاب به آيات الهى مىگرداند « 1 » .
در آغاز كار چنين بود تا اينكه پروردگار جهانيان او را مطمئن ساخت و به دو وعده كرد كه قرآن را در سينهاش جمع كند و قرائت لفظ و فهم معنايش را بر او آسان سازد . چنان كه فرمود :
« لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ، إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ
( 75 : 16 و 17 ) زبان خود با شتاب به قرآن مجنبان ، بر ماست گرد آوردن آن و تلاوت آن پياپى يكديگر » . چه بسا كه رسول خدا پيش از آن كه وحى گزارده شود و نزول آيه تمام شود ، از حرص و ولعى كه بر ثبت و ضبطش داشته ، آن را بر صحابه خوانده باشد كه نازل شده :
« وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ
( 20 : 114 ) مشتاب به قرآن پيش از آن كه وحى آن بر تو گزارده آيد » .
چه بسا كه او در تلاش براى دريافت كلمات و حفظ آهنگ و فهم معانى آن ، كلمات را بلند بلند براى خود تكرار مىكرد . مىكوشيد تا تداوم را حفظ كند و پيش از آنكه وحى گزارده شود آن را حفظ كرده باشد . او در اينجا نصيحت شده كه اين راهش نيست . او نبايد كه « عجله » كند ، بلكه بايد براى دريافت وحى صبر كند تا تمام كلمات را بدون نا آرامى و نگرانى دريافت دارد . وقتى كه روانش آرام گرفت و همه چيز شكل خود را يافت آن گاه كلمات خواهند آمد ، و وقتى كلمات آمد ، او بايد آنها را چنان كه هست دريافت كند . اگر گاهى به كيفيّتى كلمات مبهم است ، چنان كه گاهى اتفاق مىافتد ، بعدها توضيح خواهند شد . « 2 »
از آن پس ، ديگر پيامبر آن شتاب را نداشت . وقتى جبرئيل فرود مىآمد او ( ص ) تا به آخر آيه كلمه به كلمه گوش مىكرد و بعد چنان كه دريافته بود آيه و يا چند
هامش
( 1 ) مجمع البيان 10 : 397 . در حديث آمده است : اذا نزل عليه الوحى حرّك به لسانه . المعجم المفهرس لالفاظ الحديث 1 : 450 س 2 ، ابن سعد 1 : 1 / 132 .
( 2 ) مونتگمرى وات : مقدمهء بل 22 .