تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
تنها بت‌پرستان نبودند كه چنين تحت تأثير قرار مىگرفتند . اهل كتاب نيز در اين اقبال و روى آورى به قرآن شركت داشته‌اند . بودند در ميان اهل كتاب كسانى كه به شنيدن آيات قرآنى اشك از چشمانشان سرازير مىشد ( 5 : 83 ) . نمونهء بارزتر آن داستانى است كه ابن هشام نقل مىكند . بيست نفر از مسيحيان كه داستان دعوت محمّدى را شنيده بودند به مكه آمدند و با پيامبر سخنها داشتند . سخن او را شنيدند ، پاسخهايش را گوش كردند و دعوتش را پذيرفتند و ايمان آوردند . قريش از شنيدن اين خبر سخت خشمگين شدند و بدانها گفتند : چه مردم بدى بوديد شما . هم كيشانتان شما را فرستادند تا از اين مرد خبرى ببريد . شما هنوز با او ننشسته بوديد كه از دين خود جدا شديد و به دو پيوستيد . اما اين حرفها در آنها اثرى نكرد و در ايمان خود راسخ‌تر شدند . آنها يافته بودند آنچه در انتظارش بودند . « 13 » اينها نمونه‌اى از آن حوادث فراوانى بود كه در اين مورد در دل تاريخها و كتب اخبار ضبط شده است . اما اين روى آورى گروهها گروه مردم جاهلى به اسلام ، چه انگيزه و سببى مىتوانسته داشته باشد ؟ آنها كه از يك بعد به قضيّه مىنگرند و يا خارخارى در دل دارند مىگويند اين بر اثر بلاغت قرآن و تحت تأثير فصاحت آيات الهى است كه دعوت نبوى اين چنين برق آسا و فراگير توسعه يافته و موجب شده كه از همان روزهاى نخست ، اسلام با يك چنين قبول عامّى مواجه گردد . البته اين سخن درستى است . كلام خدا در اوج بلاغت و ذروهء علياى فصاحت است . در اين شك و گفتگوئى نيست . اما همهء سخن اين نيست . آن دم اعجازى كه در آيات قرآنى دميده شده ، تنها پيوستهء لفظ و كلام نيست . آن چيز ديگرى هم اضافه دارد كه اساس و اصل است . آن روحانيت و معنويتى كه در كلام هست ، جاذبيّت و نفوذى بدان بخشيده كه تا اعماق وجود مؤمنان رسوخ مىكند . آن روحانيّت دعوت و صدق گفتار رسول و شواهدى كه همراه آن بوده ، پايهء اين نفوذ و تأثير گشته است . اين نفوذ در عارف و عامى ، دانا و نادان ، عرب و عجم يكسان است . در همهء اينها اثر مىكند و در دل مىنشيند . ببينيد دربارهء آنها كه داناى علمند و از كتب آسمانى پيش از آن آگاه بوده‌اند ، قرآن خود چه مىگويد : « اگر اين آيات بر آنها كه
هامش
( 13 ) ابن هشام 2 : 32 . در قرآن مجيد نيز اشارات زيادى به مؤمنان اهل كتاب شده است . مراجعه كنيد 2 : 62 و 3 : 113 - 115 و 4 : 159 ، 162 و 5 : 69 و 7 : 159 و 13 : 36 و 17 : 107 - 109 و 28 : 52 - 54 و 29 : 47 و 32 : 24 و 57 : 27 .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 220 | محمود راميار