تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
سخن و زبان آور پيش طفيل رفتند و وى را از سخنان محمد ( ص ) ترساندند . آنها مىگفتند كه سخنان محمد ( ص ) مانند جادو است . ميان انسان و كسان وى ، بلكه ميان انسان و خويشتن خويش جدائى مىافگند و آنها مىترسند كه اگر طفيل به او نزديك شود ، او و قومش از نفوذ سخنان محمد ( ص ) مانند مكيّان دچار اختلاف و تفرقه شوند . به او نصيحت مىكردند كه با رسول خدا سخن نگويد و از اساس سخنانش را نشنود . طفيل سخنان ايشان را شنيد و به هر صورت به زيارت كعبه رفت . روزى نزديك كعبه محمد ( ص ) را ديد و سخنانش را شنيد . سخنانى نغز و پر مغز بود . به دل مىنشست و روح را نوازش مىكرد . جاذبه‌اى در سخن بود كه مرد شاعر سخن سنج و نكته بين را به خود مىكشيد . او در آن شنيده‌ها موجى از لطافت و روحى از معنى يافت كه در سخن بشرى هرگز نديده بود . با خود گفت : « مادر به عزايت ! تو مردى عاقل و شاعرى ، سخن خوب را از بد تشخيص مىدهى . چه مانعى دارد كه سخنان اين مرد را بشنوى ؟ اگر نغز و دلپسند بود كه مىپذيرى و اگر زشت و ناروا بود از آن درمىگذرى » . پس از اين ، به دنبال رسول خدا به خانهء او رفت و آنچه در خاطرش گذشته بود با وى در ميان نهاد . پيامبر ، اسلام را بر او عرضه داشت و آيات قرآن را بر او فرو خواند . ضمير صافى و وجدان پاك او بيدار شد . آيات قرآن چنان در وى اثر گذاشت كه همانجا اسلام آورد . با پيامبر اكرم بيعت كرد و به نزد مردم خود بازگشت . آنقدر كوشيد تا بيشتر مردم خود را به اسلام كشاند كه پس از فتح مكه به پيغمبر پيوستند . سرانجام در جنگ يمامه به شهادت رسيد « 4 » . اين نمونه‌اى از وجدان پاك بود . از مشركان معاند و كين توز بگوئيم . آيات خدا و سخن محمد ( ص ) به هر حال اثر خود را داشت . حتى آنها كه تا بن دندان كينهء محمد ( ص ) را به دل داشتند و به شعائر جاهلى دلبسته بودند ، گاهى در ضمير پنهان خود و در بن وجود خود با اين پرسش روبرو بودند كه نكند اين وعده راست باشد . يا اين چه پيامى است كه او دارد ؟ در ميان اين دشمنان ابو سفيان و ابو جهل و أخنس در دشمنى پافشارى بيشترى داشتند . آنها مردم را به شدت مىترساندند و رسول خدا را آزار مىدادند . اما در دل خود غوغاها داشتند . تصادفا شبانگاهى اين سه نفر ، هر يك پنهان از ديگران ، روانهء خانهء محمد ( ص ) شدند كه در گوشه‌اى
هامش
( 4 ) سيرهء ابن حزم 67 ، ابن هشام 2 : 21 ، ابن سعد 4 : 1 / 175 ، ابن سيد الناس 1 : 139 ، ابن كثير 3 : 99 ، امتاع 28 ، روض 3 : 376 .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 215 | محمود راميار