شعبى ( م 103 ) جمع قرآن را در مورد ابن مسعود « اخذ » به كار مىبرد « 6 » . حديثى نيز دربارهء عثمان مىگويد : « فجمع كتاب اللّه في ركعة » « 7 » كه اينجا جمع به معنى قرائت و اخذ قرآن آمده است .
اينها بود دلايل ايشان . اما نگاهى به مجموعهء روايات و احاديثى كه دربارهء مراحل مختلف جمع و گردآورى قرآن سخن گفتهاند ، به خوبى نشان مىدهد كه اين كلمه در مراحل مختلف به معانى مختلف متناسب با مقصود به كار رفته است .
بنابر اين بر حسب زمان و به اقتضاى كلام معانى مختلفى را در بر گرفته است . در اين مراحل مختلف ، اين معانى را داشته است :
1 ) جمع به معنى حفظ كردن و به حافظه سپردن و از بر كردن است . از اينجا به آن دسته از صحابى كه قرآن را از حفظ داشتند « حفّاظ قرآن » يا « جمّاع قرآن » و يا جامعان قرآن يعنى جمع كنندگان قرآن مىگفتند . اين مرحلهء اول جمع آورى قرآن است .
2 ) گاهى جمع به معنى نوشتن بوده ، منتها آيات به صورت پراگنده و متفرّق نوشته شده و در يك جلد جمع نشده و بعضى از سورهها نيز مرتب بوده است . اين مرحلهء دوم جمع آورى مىشود .
3 ) زمانى هم منظور از جمع و گردآورى ، نوشتن قرآن در يك مجموعه با آيهها و سورههاى مرتب است . اين مرحلهء سوم است كه تا مدتى هم ادامه مىيابد .
4 ) وقتى هم به تدوين و گردآورى يك متن و نصّ مرتب بر حسب قرائت متواتر رايجى ، جمع يا گردآورى قرآن گفتهاند .
و اين درست مراحل چهار گانهاى است كه بر تأليف و گردآورى آيات در يك مجموعهء معيّن گذشته است .
اين را هم توضيح بدهيم كه منظور از تأليف هرگز نگارش و تصنيف نيست . بلكه منظور همان جمع كردن و گردآورى آيات و سورههاست . همان معنى كه در لغت به كار مىرود ، و گرنه منشاء و مصدر قرآن كه ذات پاك الهى است و هيچ بشرى را بدان راهى نيست . آنهائى هم كه مرحلهء اول را يعنى حفظ كردن قرآن را به حساب نمىآورند جمع را سه دوره مىبينند :
جمع در زمان رسول خدا را « تأليف » مىگويند . اقدام ابو بكر را « جمع » مىنامند و
هامش
( 6 ) ابن سعد 2 : 2 / 112 س 23 .
( 7 ) ايضا 3 : 1 / 53 س 15 .