3 ) و فرمود : « وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً
( 25 : 33 )
و هيچ مثلى براى تو نياورند مگر آن را به حق جواب دهيم ، به نيكوتر تفسيرى » .
با گذشت زمان ، روى دادها و پيش آمدهاى گوناگونى رخ مىداد . اين حوادث مسائل تازهاى همراه داشت و قرآن نيز مناسب چنين وقايعى نازل مىگشت و خداوند احكامش را موافق آن تفصيل مىداد .
پرسندگانى با رسول خدا روبرو مىشدند و از او پرسشها داشتند . خواه اين پرسشها براى بررسى چگونگى رسالت او باشد ، چنان كه در پاسخ سؤال دشمنانش به سورهء اسراء آيت 85 گفت : « مىپرسند ترا از روح ، بگو روح از امر خداوند من است و به شما جز اندكى از دانش ندادند » . و يا در سورهء كهف آيهء 83 : « و مىپرسند ترا از ذو القرنين ، بگو : آرى ! قصهء وى را بر شما مىخوانم » . و خواه اين سؤالات براى روشن شدن و آگاهى از حكم خدا بوده ، مانند قول او در سورهء بقره آيهء 219 : « و ترا مىپرسند كه چه نفقه كنند ؟ بگو : عفو » . و آيهء 220 : « و ترا مىپرسند از يتيمان ، بگو شايسته بار آوردنشان به است » .
بىشبهه اين پرسشها در زمانهاى مختلف پيش مىآمد و گريزى نبود جز اينكه پاسخ آنها نيز در اوقات مختلفه و نوبتهاى متعدد فرود آيد .
همراه اين حوادث و وقايع ، حكم خداوندى بيان مىشد . معلوم است كه اين پيش آمدها همگى يكباره و با هم روى نمىداد و به تدريج و گاهگاه رخ مىداد .
پس چارهاى نبود جز اينكه قرآن نيز تفصيلى و تدريجى نازل شود . چنان كه در حادثهء اتهام عايشه زوجهء رسول خدا در سورهء نور آيهء 11 فرمود : « كسانى كه اين دروغ بزرگ بپرداختند ، گروهى از شمايند ، آن را براى خودتان شرّى مپنداريد ، بلكه آن بهتر بود براى شما ، هر يك از ايشان به قدر كردهء خود گناه دارد و آن كس كه مهينهء آن كار را پذيرفت عذابى بزرگ دارد » . همچنين تا ده آيهء بعد از آن . از مثالهاى ديگر آن 3 آيهء ابتداى سورهء مجادله است . خولة دختر ثعلبه از شوهرش أوس بن - الصامت كه از وى روى گردانيده بود شكايت نزد رسول خدا برد و با رسول خدا مجادله مىكرد . آنها دختر كوچكى داشتند كه اگر به پدر واگذاشته مىشد ضايع مىگرديد و اگر به مادر واگذار مىشد گرسنه مىماند . در اين گفتگو بودند كه آيات صدر سورهء مجادله نازل شد .