آمد و احزاب در هم شكسته شدند . و مانند آن :
« قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ
( 34 : 49 ) بگو كه حق آمد ، و باطل ديگر نماند و تجديد نشود » . از ابن مسعود نقل كردهاند كه « جاء الحق » يعنى شمشير برون آمد . آيه مكّى است و پيش از وجوب قتال و جهاد آمده است . اين تفسير ابن مسعود را پارهاى روايات تأييد مىكنند . روز فتح مكه چون پيامبر وارد مكه شد 360 بت در آنجا بود كه او ( ص ) با چوبى كه بدست داشت شروع به شكستن آنها كرد و در آن لحظه مىگفت :
« جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ ، إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً .
وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ »
حق آمد و باطل گريخت . البته كه باطل گريزنده است . و باطل نه مىماند و نه تجديد مىشود .
از اين نمونهها كه همه حاكى از تعيين خطوط كلى احكام سالها پيش از اجراء است در آيات قرآنى فراوان يافته مىشود . اينها به خوبى نشان مىدهد كه گرچه صدور احكام سير تدريجى داشته ، اما همگى از قبل در يك خط و به سوى يك هدف معيّن ، دقيق و مرتب تنظيم شده بود . نمونهاى از آنها تعيين زكات است . ابن حصار مىگفت : خداوند زكات را در سورههاى مكّى زياد ، به تصريح و يا كنايه ، ياد كرده و اين وعدهاى بود كه ايفائش در مدينه پيش آمد . از اين موارد قول او است در مورد كشت و زراعت كه فرمود : « حقّ آن را در روز چيدنش بدهيد » ( 6 : 141 ) و يا در سورهء « مزّمّل » فرموده بود : « نماز به پا داريد و زكات بدهيد » .
و يا نمونهء ديگر :
« وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
( 73 : 20 ) و ديگران كه در راه خدا كارزار كنند » . مسلما اين آيه پيش از هجرت نازل شده و حكم قتال بعدها صادر گرديده است . و يا باز فرمود : « و كيست خوش سخنتر از آن كه به خدا دعوت مىكند و كار نيك انجام مىدهد » . ( 41 : 33 ) اين دعوت به خدا را گفتهاند دربارهء مؤذنين بوده و حال آن كه آيه مكّى است و اذان در مدينه آغاز شده است .
نزول پس از حكم
در برابر ، گاهى هم بوده كه حكمى جارى بوده و نزول پس از آن آمده است . از آن جمله آيت وضو است ( 5 : 6 ) آيه مدنى است اجماعا و به حدود سال يازدهم هجرت