گوناگون رخ مىكرد . « 2 » هر وقت دشمن او را به تنگنا مىانداخت ، پروردگار او را دلدارى مىداد . گاه اين دلدارى از راه داستانهاى پيامبران بوده كه در قرآن پهناى وسيعى دارد . در سورهء هود آيهء 120 مىگويد : « و همهء اخبار پيامبران را بر تو مىسرائيم تا دل تو را بر آن استوار داريم » . و زمانى اين دلدارى از راه وعدهء پروردگار به فرستادهء خود ، براى پيروزى و تأييد و حفظ او بود . چنان كه در سورهء طور آيهء 48 گفت : « بر حكم خدا صبر كن كه تو منظور نظر مائى » و در سورهء مائده آيهء 67 : « و خداى ترا از مردمان نگهدارد » و هم چنان در دو سورهء « و الضحى » و « ا لم نشرح » از وعدههاى گرامى و عطاياى بزرگ سخن مىگويد « 3 » . بسيار جالب توجه و در خور تأمل است كه گاه نيز او را مأيوس مىگرداند تا آرام گيرد و قرار يابد . چون آيهء 35 از سورهء انعام : « و اگر چنان است كه روى گردانيدن آنها بر تو گران آمده ، اگر توانى راهى در زير زمين بساز و يا نردبانى بر آسمان برفراز تا آيتى بر آنها آورى ، و اگر خداى مىخواست همهء ايشان را به راه راست مىآورد ، پس بنگر تا از نادانان نباشى » . .
2 ) فرمود : « لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ
( 17 : 106 )
تا آن را با درنگ و آهسته بر مردم بخوانى » .
پرورش و تربيت علمى و عملى مردم را درجه بندى مىكند :
چنان كه مىدانيم مردم عرب مردمى امّى بودند و ابزار نوشتن براى نويسندگان كمياب بود . به كار زندگى سرگرم بودند و مردم گرويده ، از دين تازمشان به خون و شمشير دفاع مىكردند . پس قرآن اگر يكباره نازل مىشد از حفظش ناتوان مىگرديدند . ولى نزول تدريجى قرآن حفظ آن را آسانتر ساخت . گذشته از آن ، فهم آيات قرآنى نيز بدين ترتيب سادهتر و آسانتر گشت .
نزول تدريجى موجب شد كه اندك اندك عقايد باطله و پرستشهاى فاسده و عادات رذيله را ترك گويند . هر وقت كه اسلام ، باطلى را نابود مىساخت ، مردم را آمادهء خراب كردن باطل ديگرى مىكرد . و بدين سان بنيان و پايههاى عقايد سخيفه
هامش
( 2 ) رجوع كنيد قرآن مجيد 3 : 176 و 5 : 41 ، 68 و 6 : 10 ، 33 - 35 و 10 : 65 و 11 : 12 ، 120 و 12 : 110 و 13 : 19 ، 32 و 15 : 88 ، 97 - 99 و 16 : 127 ، 128 و 18 : 6 و 19 : 64 و 20 : 130 و موارد متعدد ديگر در فهرست مطالب فهارس القرآن از نويسنده .
( 3 ) مثلا 54 : 45 و 41 : 13 و 46 : 35 و 35 : 8 و 16 : 127 و 26 : 3 .