تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
گاه مسلمانان دچار اشتباهاتى گشته و براى تصحيح اشتباه و ارشاد و راهنمائى خود ، راه صواب را از او مىخواستند . بىگفتگو اين اغلاط در زمانهاى مختلف پيش مىآمد و اصلاح آنان نيز مىبايد برابر همان زمان نازل مىگشت . از اين موارد آيهء 118 سورهء آل عمران و چند آيهء بعدش است كه همه در غزوهء احد براى ارشاد مسلمين به خطاهايشان در آن تنگناى سخت نازل شد . حكمتى بالاتر و برتر در اين نزول تدريجى نهفته است و آن ارشاد مردم به مصدر و منشاء قرآن است كه اين كلام خداست و بس . اين نمىتواند كلام هيچ آفريده‌اى باشد . چنان كه گذشت و بعد مفصل خواهيم ديد ، قرآن در طول بيست سال و در انواع حوادث مختلف از رنج و شادى ، جنگ و صلح ، آرامش و آشوب نازل گشت و در تمام اين احوال آيات الهى يك دست و يك نواخت و در كمال فصاحت و بلاغت باقى مانده و دم اعجاز در همگى آن از « باء » بسم اللّه تا « س » و الناس جريان دارد . تو گوئى نقرهء گداختهء يكپارچه‌اى است كه يكباره بىروزن از بوته برون آمده و در هيچ جزئش انفكاك و روزنه و سستى نيست و همهء آن چون گوهر يك دانه و درّ شاهوارى است . آخرش همانند اولش و آغازش همسان پايانش ! و بىشك « اگر از ديگرى جز خدا بود اختلاف فراوان در آن مىيافتند » ( 4 : 82 ) . از اين جنبه كه بگذريم ، نزول تدريجى را در سه وجههء كلى ديگر مىبينيم : 1 ) در موضوع رسالت : در بحث از مكّى و مدنى بودن آيات خواهيم ديد كه آيات دوران مكه بيان صورت كلى عقايد است و در آيات مدنى است كه بيان احكام شرع و دستورات كلى پيش مىآيد . 2 ) در نشر رسالت نيز همين سير تدريجى به خوبى به چشم مىآيد . نخست دعوت بستگان نزديك است
« وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ »
و بعد دعوت شامل مردم ديگر مىشود
« فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ »
، سپس عام مىگردد و همهء ملوك جهان و مردم دنيا را در بر مىگيرد . البته اين نه بدان معنى است كه رسول خدا در آغاز به فكر دعوت عام نبوده و بعد به صرافت آن افتاده است . بلكه اين تدريجى بودن ، انطباق با شرايط محيط و مقتضيات زمان داشته ، و الّا اسلام از همان آغاز ، دعوت عام و جهان شمول براى همهء مردم در همهء زمان بوده است . پس مستشرقانى كه مىگويند پيامبر اسلام در آغاز تنها به فكر دعوت قريش و بستگان بوده و به جهانيان ديگر نمىانديشيده ، به دلايل فراوان قرآن ، راه باطل و تهمت و افتراء را پيموده‌اند .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 207 | محمود راميار