را به هدم و خرابى داد و سرانجام آنان را ، بىآنكه سختى و خشونتى احساس كنند ، از آن نجاسات جاهليت پاك كرد ، چنين تدبير و سياستى لازم مىبود ، بخصوص براى چنان قومى كه جهت حفظ مرده ريگ گذشتگان تعصّب سختى مىورزيدند و در ريختن خونها و به غارت دادن اموال ، تهوّر و جسارتى بزرگ داشتند .
نمونهء بارزى از اين تربيت اجتماعى و از بين بردن آن عصبيّت جاهلى و تبديل تفاخر به تقوا و بزرگداشت پرهيزگارى را در داستان بلال سياه حبشى مىبينيم كه روز فتح مكه ، روزى كه اوج پيروزى اسلام مىدرخشد و اعلام اين پيروزى درخشان ، افتخارى بس بزرگ را در پى خواهد داشت ، اين بلال سياه حبشى است كه بر فراز كعبه مىرود و اذان مىگويد . مشركان سخت دلتنگ مىشوند . اين را به دل مىگيرند و با بغض مىگويند : « اين بندهء سياه بايد بر فراز كعبه اذان گويد ؟ » اينجاست كه ميزان قسط براى اشخاص و ارزشها بر دل پيامبر اكرم نازل مىشود :
« اى مردم ! ما همهء شما را از مرد و زنى آفريديم و شعبهها و قبيلههايتان كرديم تا همديگر را بشناسيد . بزرگوارترين شما نزد خداوند پرهيزگارترين شماست ، كه خدا دانا و آگاه است » . ( 49 : 13 )
به همان سان كه آنان را به تدريج از عقايد باطله دور مىساخت ، اندك اندك آنها را به عقايد حقّه و عبادات صحيحه و اخلاق فاضله آراسته گرداند . نخست دلهايشان را به نور توحيد روشن كرد و آن گاه براهين زنده شدن بعد از مرگ و دلايل مسؤوليت و حساب و جزا را بيان نمود . در عبادات نيز در آغاز قبل از هجرت نماز را واجب ساخت . البته در آغاز نماز صبح و عشى بود و بعد تعداد ركعات و اوقات روز و شب و شكلهاى آن پيش از هجرت تعيين شد « 4 » . مسلمانها از همان آغاز اسلام انواع صدقه و روزه را مىشناختند ، اما مقادير زكات و شرائط روزه دو سالى پس از هجرت تعيين شد . « 5 » و در سال ششم هجرت ، حج از واجبات شناخته گشت . همچنين در عادات ، اول از كباير منعشان كرد و بعد نهى از صغاير را پيش آورد و با چنين
هامش
( 4 ) نماز را در آغاز جبرئيل در غار حراء به پيامبر آموخت ( مفتاح كنوز السنة 268 / 1 و طبرى و بلاذرى ) .
نخست نماز صبح و عصر بود و هر نمازى دو ركعت ( مفتاح كنوز 270 / 1 ) در شب معراج وجوب نمازها تأييد ( مفتاح 268 / 1 ) و به هر حال ، پيش از هجرت ، نمازهاى پنجگانه نازل شده بود . تفصيل را ببينيد : سفينة البحار 2 : 42 - 50 ، ادوار فقه 1 : 73 ببعد .
( 5 ) ادوار فقه 1 : 170 ببعد و 353 ببعد .