تدريجى بود . هر بار كه مصلحتى ايجاب مىكرد و مايهء تحركى براى پيامبر و يارانش لازم مىنمود ، فرشتهء وحى نازل مىشد و جان تازهاى بر پيكر اسلام مىدميد .
جاهليان دانسته و يا ندانسته ، اين نزول تدريجى را به ريشخند مىگرفتند و كتابى نوشته و مدوّن و يكپارچه طلب مىكردند . كتاب نوشته هم البته آيات مقدسهء جامدى مىشد كه براى تبرّك و تيمّن زينت بخش زندگيهاشان باشد . اما آيات پراگنده كه گهگاه نازل مىشد بر دل و جان مؤمنان مىنشست ، سينه به سينه و دست به دست مىگشت و مايهء حركت و نشاط تازهاى مىشد و همين حركت و نشاط در نسل بعد و نسلهاى بعدتر ، همچون ادامهء موج ، تداوم مىيافت . مايهء قوام و استحكام جامعهء اسلام و تداوم آن روح و نشاط در نسلهاى بعدى و اقوام ديگر مىگشت . اين است راز اصلى اين نزول تدريجى . در اين تدريجى بودن نزول ، جز اين ، رازها و حكمتهاست كه ما از آن درياى بىكران به چند قطرهء نمونه ، سخن كوتاه مىكنيم « 1 » .
1 ) نخستين حكمت را خداوند خود بيان فرمود : « كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ
( 25 : 32 )
بدين سان ( قرآن را پراگنده فرستاديم ) تا دل ترا بدان نيرو بخشيم » .
نزول تدريجى ، پيامبر اكرم را پايدارتر مىسازد و بر دلش نيرو مىبخشد . چه در هر تجديد وحى و تكرار نزول فرشته از جانب حق ، نشاط دل او را پر مىكند و شادمانى سينهاش را مىگشايد . اين عنايت الهى و تعهد پروردگارش در هر مرتبه از نزول تجديد مىشود .
اين نزول تدريجى حفظ و فهم و شناسائى فرمانها و حكمهايش را آسانتر ساخته است .
هر بار از اين نزول تدريجى معجزهء جديدى همراه دارد . چنان كه هر دفعه مشركان را به مبارزه مىخواند كه اگر مىتوانند همانند يك بار از آن وحى را بياورند .
هنگام سختگيرى دشمنان و درگير شدن او با بدخواهان ، خداى او را تعهد مىكند و او را وانمىگذارد و اين سختىها را بر او خوار مىگرداند . بىشبهه اين سختىها در زمانهاى مختلف پيش مىآمد ، پس به ناچار دلدارى نيز در مراحل
هامش
( 1 ) تفصيل اين قسمت در مناهل العرفان زرقانى 1 : 46 ببعد ديده شود . ايضا صحيح بخارى ، فضائل القرآن باب 6 ، موجز علوم قرآن دكتر داود العطار 117 - 123 .