تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
آمده ، زيرا آن ننوشته بر پيغمبرى امى نازل شده است . « 6 » در اين مورد گويا ابن فورك به تورات نظر داشته كه در مورد الواح در آن آمده : « و خداوند به موسى گفت : اين سخنان را تو بنويس ، زيرا كه به موجب اين سخنان با تو و با اسرائيل عهد بسته‌ام . و چهل روز و چهل شب آنجا نزد خداوند ماند ، نان نخورد و آب ننوشيد ، و سخنان عهد يعنى ده فرمان را بر لوحها نوشت » « 7 » . اما صرف نظر از نزول كتب پيشين ، نزول تدريجى قرآن مجيد به دليل تصريح كتاب و تأييد سنت و نقل تاريخ ، مسلّم و قطعى است .

چگونگى اين نزول

نزول آيه‌هاى قرآن به مقتضاى حكمت عاليه و مناسب حوادث و پيش آمدهائى بود كه رخ مىداد ، گاه حادثه‌اى پيش مىآمد كه دستورى مىطلبيد ، وقتى هم كسانى پرسشى داشتند كه جواب اقتضاء مىكرد و يا اساسا تشريع حكمى لازم مىنمود ، و يا ترغيب مردم به فضايل و نهى از رذايل دربايست بود ، و يا به اقتضاى حكمتى ، حكايتى از انبياى سلف بايد سروده مىشد . در چنين هنگامى ، چند آيه مربوط به يك موضوع يك جا نازل مىگشت . ابن أشتهء اصفهانى « 1 » از عكرمه نقل مىكند كه دربارهء كريمهء « بمواقع النجوم » ( 56 : 75 ) گفت : خداوند قرآن را به تدريج 3 آيه و 4 آيه و 5 آيه فرستاد . نكزاوى ( م 683 ) در كتاب وقف مىگويد : قرآن پراگنده نازل مىشد . يك آيه و دو آيه و 3 تائى و 4 تائى و بيشتر از آن . ابو سعيد خدرى قرآن را 5 آيه به صبح و 5 آيه به شام به شاگردان مىآموخت و مىگفت كه جبرئيل قرآن را 5 آيه 5 آيه مىآورد . از على بن ابى طالب ( ع ) نيز شبيه بدين مضمون روايتى نقل كرده‌اند . ساير راويان و اخباريان نيز از صحابه و تابعين شبيه آن را بازگفته‌اند « 2 » . رويهمرفته ، نگاهى به روايات
هامش
( 6 ) البرهان زركشى 1 : 231 ، اتقان 1 : 152 ، معترك الاقران سيوطى 2 : 206 ، دار الفكر العربى 1969 . ( 7 ) سفر خروج 34 : 27 - 28 . ( 1 ) ابو بكر ، محمد بن عبد اللّه ( م 360 ) از علماى قرائت و علوم قرآن ، دو كتابش المحبر و المفيد در قراآت شاذ معروف است . غاية النهايه 2 : 184 . گويا كتاب مصاحف هم داشته كه سيوطى از آنجا نقل مىكند . ( 2 ) اتقان 1 : 155 ببعد .