سه گانهء ديگرى است . زيرا در آن ، دورهء شش ماههء رؤياى صادقه كه قطعى است به حساب نيامده ، هجرت را روز اول ربيع الاول به حساب آورده و ختم وحى و نزول آخرين آيهء قرآنى را آيهء
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ »
به حساب آورده و اين در نهم ذى الحجهء سال دهم هجرت بود و حال آنكه پيامبر تا 12 ربيع الاولى 63 سالگى سال يازدهم هجرت در قيد حيات بود و تا 12 روز و يا به روايتى حداكثر تا هشتاد روز پيش از آن وحى ادامه داشته است . اما اگر دورهء رؤياى صادقه را هم در نظر نگيريم و نخستين وحى را همان هفدهم رمضان قراردادى در نظر بگيريم ، اين معادل خواهد بود با تاريخ ششم اوت 610 ميلادى . هجرت يعنى روز رسيدن به مدينه را اگر روز دوشنبه 12 ربيع الاولى سال 13 مبعث در 53 سالگى بدانيم معادل تاريخ شمسى ششم مهر ماه سال اول شمسى و 28 سپتامبر 622 ميلادى مىشود . بدين ترتيب دوران اقامت در مكه 12 سال و يك ماه و 23 روز شمسى بوده است . ختم نزول را هم اگر ( به قول مشهور ) آيهء 281 سورهء بقره در اول ربيع الاول 11 هجرى بدانيم معادل ششم خرداد ماه سال 11 هجرى شمسى و 28 مه 632 ميلادى خواهد بود . يعنى دوران نزول وحى در مدينه 9 سال و 8 ماه شمسى خواهد بود و تمامى دوران نزول 21 سال و 9 ماه و 23 روز شمسى معادل 22 سال و 5 ماه و 7 روز قمرى خواهد بود . اين به قولى نزديك است كه مدت اقامت رسول خدا را در مكه 13 سال و در مدينه 10 سال و مدت وحى قرآن را 23 سال به حساب آورده است .
دليل نزول تدريجى
بهترين دليل بر اين نزول تدريجى و پراگنده و گه گاه آمدن وحى الهى ، قول خداوند است كه فرمود :
« وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ
( 17 : 106 ) و قرآنى كه آن را پراگنده فرستاديم تا با درنگ آن را به مردم بخوانى » ( و نيز 25 : 32 و 33 ) .
روايات مىگويند كه يهودان و مشركان ، اين نزول پراگنده و گه گاه قرآن را بر رسول خرده مىگرفتند و چون تصور مىرفت كه كتب پيشين يكباره و جملگى بر انبياء