تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
امين به لفظ و معنى با تواترى كه جاى هيچ شك و ترديدى براى عقل سليم نمىگذارد ، ثابت شده است . چطور مىتوان تصور اين را داشت كه كلام از جبرئيل يا رسول خدا باشد ؟ خداى خود فرمود : « نزول اين كتاب از خداى نيرومند فرزانه است . . . اين آيه‌هاى خداست كه ما به حق بر تو مىخوانيم . . . واى بر تهمت زن گناهكار . آيات خدا را كه بر او مىخوانند مىشنود و بر استكبار خود اصرار مىورزد چنان كه گوئى آن را نشنيده است » ( 45 : 2 ، 6 ، 7 ، 8 ) . اين آيات براى هيچ عقل سليمى جا نمىگذارد كه تصور آن را داشته باشد كه آن معانى رفيع و عاليه و آن كلمات منيع و باقيه ساختهء بشر باشد . وقتى خداوند يكى از قواعد جنگى را براى رسول خود بيان مىكند مىفرمايد : « اگر يكى از مشركان به تو پناه آورد ، به او پناه بده تا كلام خدا را بشنود » ( 9 : 6 ) . حال چگونه اين سخن پيش آمده كه اين كلام خدا معنايش از خدا و لفظش از رسول و يا از فرشتهء خدا باشد ؟ زبان رسول خدا را در احاديث مىبينيم ، در عين آن كه در اوج فصاحت است با كلام خدا فاصله‌اى به پهناى فلك دارد . اما زبان فرشتگان از كجا كه عربى باشد و چطور چنين فصاحت و بلاغتى يافته كه بشر از اتيان مثلش عاجز است ؟ اين چيزى است كه قرآن هرگز بدان راهى ندارد . خداوند فرمود :
« وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ »
خداوند تصريح مىكند كه قرآن از جانب حكيم عليم است . آيا منظور فقط معانى است و كلام و لفظ در آن منظور نيست ؟ پس آن حالات گران وحى چرا بر رسول خدا عارض مىشد و پيامبر چه عجله و حرصى داشت كه وحى را آن چنان به سرعت از حفظ كند و چرا آن همه تأكيد داشت كه صحابه آن را بنويسند و حفظ كنند ؟ خداوند خود تأكيد مىكند و مىفرمايد : « بگواى پيامبر كه هرگز به من نرسد كه كلمه‌اى از قرآن را پيش خود تغيير و تبديل بدهم » . اين كلام منيع بلند ، جز از سوى خدا ، از ديگرى نمىتواند باشد و اين دم اعجازى كه در لفظ و معناى آن دميده شده ، جز از سوى حق از ديگرى نمىتواند باشد و اين عصمت نص و طهارت مضمون و وحدت موضوع ، جز از جانب او ، به تأييد ديگرى كى تواند كه باشد ؟ اين لفظ و معنى توأمان است كه قدرت بشرى را عاجز كرده از اين كه مثلش را بياورند . گفتن چنين سخنانى و يا نقل اين چنين ترّهاتى بدون رد كردن ، چنان كه گذشت ، موجب مىشود كه بزرگانى چون سر سيد احمد خان در هند به چالهء كفر بيفتد و از سلامت كنار ماند . زيرا چنين اعتقادى قضيهء اعجاز قرآنى و
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 195 | محمود راميار