اجابت را در روز جمعه و صلاة وسطى را در نمازهاى پنجگانه پنهان داشته « 32 » است .
شوكانى 45 قول را دربارهء ليلة القدر از احاديث جمع آورى كرده است « 33 » .
كلمات قرآن از كيست ؟
ديگر از سخنان شگفت آورى كه گفتهاند ، حرفى است كه از سمرقندى دربارهء نزول قرآن و نحوهء اين توسّط در سه قول نقل شده است « 1 » . گويندهء اصلى را نگفتهاند كيست اما خود اين نقل قول بدون نقد و بررسى بعدها موجب جنجال فراوانى گشت . دربارهء نحوهء نزول قرآن گفتهاند از سه صورت بيرون نيست .
1 ) جبرئيل لفظ و معنى قرآن را از لوح محفوظ آموخته و حفظ كرده و همان را فرود آورده است .
2 ) جبرئيل تنها معانى را بر پيغمبر اكرم فرود آورده و پيامبر اين معانى را دانسته و آن را به زبان عربى در آورده است . در اين مورد هم تمسّك جستهاند به ظاهر آيهء شريفهء :
« نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ »
( 26 : 193 ، 194 ) كه گذشت .
3 ) معنى قرآن ، وحى الهى است ، ولى تعبير آن به كلمات عرب از جبرئيل است .
موجودات آسمانى آن را به عربى مىخوانند و او آن را اين چنين فرود آورده .
بطلان اين دو سخن اخير روشن و آشكار است و مخالف كتاب و سنت و اجماع .
اگر لفظ و معنى هر دو از خدا نباشد چطور مىتوان كلام را به خدا نسبت داد ؟ اين تنها كتابى است كه به تمام دلائل تاريخى و علمى ، عصمتش و مصونيّتش از انحراف و تحريف ، و علّو مكان و مناعت مقامش از دسترسى بشر و غير بشر به اثبات رسيده است و دلايل محكمى كه در برابر معاندان و كافران اقامه شده بر صدق و عصمت و قد است وحى الهى گواه است . نزول قرآن از جانب خداوند بر نبى اكرم توسط جبرئيل
هامش
( 32 ) تفسير بغوى و تفسير خازن در سورهء قدر .
( 33 ) نيل الاوطار 4 : 272 چاپ عثمان خليفه .
( 1 ) زركشى از سمرقندى اسم برده : البرهان 1 : 229 ، اما سيوطى بدون ذكر نامى نقل قول كرده است اتقان 1 : 157 نوع 16 ، المسألة الثانيه . ظاهرا اين سمرقندى ، محمد بن يوسف ، ناصر الدين مدنى فقيه حنفى باشد كه نسبت به ائمه و علماء تند زبان بود و در سال 556 ه . در سمرقند به شكنجه كشتندش .