تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
لباس آن حقيقت است . يا اين قرآن نسبت بدان كتاب مبين در حكم مثال و صورت است نسبت به حقيقت ، يا در حكم مثلى است كه زده مىشود نسبت به غرضى كه منظور نظر است . گاهى به اصل كتاب هم قرآن گفته مىشود . از اينجا فهميده مىشود كه منظور از ماه رمضان و ليلة القدر و ليلهء مباركه ( 2 : 185 و 44 : 3 و 97 : 1 ) اين است كه حقيقت قرآن در ماه رمضان يكباره بر قلب پيغمبر خدا نازل شده ، چنان كه تفصيل آن در طول مدت پيغمبرى آن حضرت بتدريج نازل گرديد . خلاصه ، چنين استنباط مىشود كه قرآن دو نزول دارد . به نظر آن دسته يك بار از لوح محفوظ به آسمان و بار ديگر بر پيامبر گرامى ، و به نظر اين دستهء ديگر « 23 » ، يكى نزول دفعى ( يكباره ) به معنى نزول اجمالى كه غير زمانى است و قرآن آن را به تعبير « انزال » مشخص مىكند و اين بر نزول تدريجى مقدم است . به صورت يك روح بر پيغمبر نازل شده ، يعنى آن روح قرآن يكباره و مجموع بر دل پيامبر فرود آمده و بعد تفصيل داده شده ، آن نزول اول هم در ماه رمضان بوده و در آن وقت پيغمبر هنوز مبعوث نشده بود . ديگرى نزول تدريجى به معنى نزول تفصيلى كه در زمان مشخصى به صورت آيات و كلمات و الفاظ و سوره‌ها ، كه حالت تفصيلى دارد ، نازل شده است . و اين در وقتى است كه جبرئيل نازل شده و بعثت آغاز گرديده و اين در 27 ماه رجب بود كه 20 يا 23 سال ادامه يافت . اين نظر البته بسيار پسنديده است و از تمام وجوه ذكر شده مقبول‌تر است . منتهى مقدماتى دارد كه هر يك جداگانه محتاج اثبات است . اين كه گفته شود انزال ، فرود آوردن چيزى يك جا و يكباره و يا عام است و تنزيل فرود آوردن تدريجى است ، در آغاز ديديم كه درست نبود . تنزيل در مورد فرود آوردن يكباره و يك جا هم در قرآن به كار رفته است ( 4 : 153 ) . ديگر اين كه بر فرض بعثت را 27 رجب بدانيم منافاتى با نخستين نزول در ماه رمضان نخواهد داشت . زيرا در اين صورت ابلاغ به نبوت در ماه رمضان بوده و اعلام رسالت در 27 ماه رجب پيش آمده است . گذشته از اينها علم اجمالى و كلى پيامبر بر وحى ، پيش از نزول ، نه از راه كتاب و نه در حديث دليلى دارد . بلكه همان گرداندن زبان به ذكر آيه و شتاب در اخذ و حفظ قرآن ، بخصوص با توجه به معنى اقتضاء ،
« مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ »
( 20 : 114 )
هامش
( 23 ) تفسير سورهء قدر از استاد مطهرى .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 190 | محمود راميار