مرز حق و باطل جهت مردم است نه به فرشتگان آسمانى . البته نزول به آسمان ، چنان كه ابو شامه « 15 » و همفكرانش گفتهاند تعظيم است و تفخيم ، اما آن مطلب ديگرى است و جمع كردن ميان اين آيات و واقعيت سخن ديگرى است .
شيخ محمد عبده در تفسير سورهء قدر سخن لطيفى دارد : « خداوند هدف از نزول قرآن را در آيهء دخان فرمود كه
« إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ »
يعنى چون انسان را به طور غريزى محتاج تعليم و ارشاد بيافريديم ، بر خود عهد كرديم كه او را به زبان رسولان انذار ( بيم ) دهيم و متعهّد گردانيم ، پس قرآن را نازل كرديم تا مردم بيم يابند و بدانند كه به كيفر كردار خود خواهند رسيد . و فرمود :
« فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ »
يعنى هر حكمى از احكام دين در آن تفصيل يافته ، و احكام در آن مقرر نمىشود مگر اينكه ترا به حق برساند و از باطل دور كند . شك نيست كه ابتداى نزول قرآن جدائى ميان حق و باطل بود ، هم چنان كه قرآن مشتمل بر حكمت است و روشن نمىشود كه او جدا كننده حق و باطل و مشتمل بر احكام حكيمه است مگر اينكه براى مردم ظاهر باشد . بخوانند و بفهمند و بدانند كه آن رحمت است و نذير . و چنين نشود مگر وقتى كه بر خود آنها نازل شود ( تمام يا قسمتى از آن ) . اين عقلانى نيست كه قرآن بدان اوصاف جميله ستايش شود در حالى كه هنوز بر مردم نازل نشده است . چگونه بدانند كه شب نزول قرآن بر آسمان مبارك است و آن قرآن ميان حق و باطل فرق مىگذارد ، در حالى كه مردم اثرى از آن در ميان خود نمىبينند ؟ » يعنى هدايت براى مردم است ، منتهى در آسمانهاست ! خواه آسمان اين دنيا و يا در لوح محفوظ .
وقتى هدايتى به مردم نرسيد و اثرى بر آنها نداشت ، چه بزرگداشتى براى ماه رمضان ، ماه تعبّد و روزه است ؟ بعد از همان آيهء
« شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ »
مىفرمايد :
« هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ »
. اين روشن است كه قرآن وقتى نازل شد راهنما و دليل و برهان و تميز دهندهء حق از باطل گرديد ، و الّا اين صفات با آنكه قرآن در آسمان بماند سازش ندارد . در آنجا كسى را هدايت نمىكند تا گفته شود قرآن در ماه رمضان ، ماه پرستش و روزه براى هدايت و راهنمائى نازل شده است . البته بعضى خواستهاند بدين سخن جواب بدهند كه منظور از اين هدايت هدايت شأنى است نه فعلى . يعنى قرآن طورى است كه اگر كسى احتياج به راهنمائى
هامش
( 15 ) عبد الرحمن بن اسمعيل ( م 665 ) فقيه شافعى و نويسندهء المرشد الوجيز و شارح شاطبيه كه در قراآت مشهور است .