حكمت و راز اين نزول و زمان آن در چاپ قبلى اين كتاب به تفصيل آمده است « 13 » و اينجا ديگر در صدد تكرار آن نيستيم . اما نگفته نمىتوان گذارد كه در اين مورد جاى سخن بسيار است . اين سه مرحله نزولى است كه نه پيامبر از آن چيزى فرموده و نه شاهدى دارد . اين درست است كه بزرگانى چون حاكم و طبرانى و ابن حجر و ابن كثير و سيوطى و زركشى و بيهقى و ديگران آن را نقل كردهاند و اسنادش را صحيح دانستهاند ، اما آخر سخن به ابن عباس مىرسد . اين حديث هم خبرى از امور غيبى است . نزول قرآن است از لوح محفوظ به آسمان دنيا . ابن عباس از كجا خبر شده ؟ همهء علماى حديث اين را از امور غيبى مىدانند . چيزى كه بازگوئى آن از هيچ صحابى پذيرفته نمىشود . قرطبى ادعاى اجماع مىكند و مىگويد : « خلافى نيست كه قرآن در شب قدر جملگى و يكباره فرود آمده » . اما خود او و ديگران آراء مختلفى را در اين زمينه نقل كردهاند كه خلاف آشكار است . هر چند كه اسناد آن صحيح باشد باز با مفهوم آيات قرآنى كه همه از پراگندگى نزول صحبت مىدارند مخالفت دارد . چيزى كه به اصول اعتقادات مربوط نباشد ، مقتضى تعبّد نيست و تعقّل هم در آن شرط است . از اينجاست كه حديث مورد نقد علمى قرار مىگيرد ، فايدهء يك چنين نزولى بر آسمان چيست ؟ لابد براى اينكه كار جبرئيل آسانتر شود و يا مصلحت پيامبر ايجاب مىكند كه توقع وحى را از نزديكترين جهات داشته باشد « 14 » ؟ ! خداوند فرمود : « ماه رمضان كه قرآن براى هدايت مردم در آن نازل شد » اين رحمت الهى است بر مردم . خداوند از انعام بر ناس سخن مىگويد . ناس مشخص و معيّن است . همين خلق مردم است . پس بعيد است كه سخن هادى مردم از لوح محفوظ بر آسمان دنيا نازل شود و مدتى آنجا بماند ، كه چه شود ؟ ساكنان ملاء اعلى و ملكوت خدا از آن آگاه گردند ؟ به مردم چه مىرسد ؟ اين كلام الهى براى بيان
هامش
1 : 189 .
قرطبى تا آنجا پيش مىرود كه اجماع را بر آن معتقد است ؛ الجامع لاحكام القرآن 2 : 297 دار الكتب المصريه ، و بسيارى از تفاسير ديگر .
( 13 ) خلاصه اينكه اين تنزّلات سهگانه به جهت عظمت امر ، بزرگداشت و تفخيم پيامبر ، تكريم بنى آدم ، مبالغه در نفى شك بر قرآن و ازدياد ايمان بدان و دقت بيشتر آيات در آسمانهاست .
تاريخ قرآن چاپ اول 41 - 43 ، اتقان : نوع 16 الاولى ، مناهل العرفان 1 : 36 ببعد ، البرهان 1 :
229 ، المرشد الوجيز 24 ، 25 .
( 14 ) تفسير الكبير امام فخر رازى 5 : 85 .