« وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ
( 17 : 106 ) و قرآنى كه آن را پراگنده فرستاديم تا با درنگ آن را بر مردم بخوانى » ( و نيز 25 : 32 و . . . ) ، اين آيه خود گواه است كه قرآن پراگنده آمده و تاريخ نيز آن را حكايت مىكند . پس نزول قرآن در شب قدر چه معنى مىتواند داشته باشد ؟ ميان اين دو مفهوم جدا از هم چگونه مىتوان جمع كرد ؟
اين پرسشى است كه ظاهرا از همان آغاز اسلام پيش آمده است . متأسفانه ياران پيامبر از شخص رسول خدا چيزى باز نگفتهاند . اما گويا نخستين بار عطية بن اسود ( م حدود 75 ) « 10 » بوده كه اين سؤال را از ابن عباس مىكند . او مىگويد : « شكى در دلم پيدا شده ، خداوند مىگويد :
« شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ »
و يا
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ »
در حالى كه نزول در ماههاى شوال و ذى القعده و ديگر ماههاى سال هم ادامه داشته است » . ابن عباس براى حل مشكل او در جواب مىگويد : « قرآن تمامى و يكباره شب قدرى نازل شد و بعد بر حسب زمانهاى نجومى ( يعنى پراگنده ) در ماهها و روزهاى پى در پى نزول يافت . » « 11 » اين جواب البته مشكل را حل نكرده ، ولى به نوبهء خود آغازگر بحثى مفصل گشته است .
1 ) نخستين قول از خود ابن عباس است كه ابتدا از نزول تمامى قرآن به شب قدر سخن مىگويد و بعد نزول بر آسمان ، پيش از نزول بر پيامبر بدان افزوده مىگردد و كمى بعدتر ، يك مرحلهء ديگر بر نزول را افزايش مىدهد و آن ثبت در لوح محفوظ است « 12 » . اين مراحل سه گانه : « 1 ) نزول بر لوح محفوظ 2 ) تنزّل به بيت العزّة يا بيت المعمور در آسمان اين جهان و يا آسمان چهارم 3 ) نزول بر دل پاك پيامبر ) و
هامش
( 10 ) او از بزرگان خوارج بود : ملل و نحل 1 : 155 - 169 ، الاعلام 5 : 23 .
( 11 ) الاتقان نوع 16 الاولى ، ايضا مجمع البيان 10 : 518 ، ابو الفتوح رازى 10 : 327 ، كشف الاسرار 10 : 564 ، فتح القدير 1 : 159 و 5 : 459 ، كتاب الاسماء و الصفات بيهقى 236 . در مورد جملهء بر حسب زمانهاى نجومى توضيح بايد داده شود : چون نزول تدريجى بوده و وحى در زمانها و مكانهاى مختلفى پيش آمده ، اين تدريجى بودن را نجوم نيز مىگويند يعنى وقت به وقت و ستاره به ستاره ! علت هم اين بود كه عرب ديون خود را بر حسب اوقات نجومى تقسيط مىكرد . مثلا پول يا متاعى كه مىگرفتند برگرداندن آن را به وقت طلوع ستارهاى تا ستارهء ديگر ( در منازل ماه يا بروج خورشيد ) و يا طلوع ستارگان ديگرى مانند سهيل ، ثريا ، شعرى و امثال آنها موكول مىساختند . پس « بر حسب زمانهاى نجومى » يعنى بر حسب اوقات زمانى .
( 12 ) خلاصه و جامع آن را سيوطى نقل مىكند . اتقان ، نوع 16 الاولى - مراجعه كنيد : البرهان 1 : 229 ، مستدرك حاكم 2 : 222 ، فضائل القرآن ابن كثير 6 ، تفسير طبرى 1 : 84 - 86 ، الدر المنثور