تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
نفرستاده بود ( 28 : 46 و 32 : 3 و 34 : 44 ) . در تعريف نبى گفته‌اند كه صاحب خبر است ، از خدا و از عالم غيب ، نه تنها خود خبر مىشود كه خبر باز مىآورد و طبيعى است كه اين تعريف بيشتر دلالت بر عظمت قدر و رفعت مقام وى دارد . و يا نبى كسى است كه فرشته را در رؤيا مىبيند و صداى او را مىشنود همچون رؤياى ابراهيم و نيز رؤياى رسول خدا پيش از وحى « 9 » . شايد بتوان گفت تدّبرى در آيات نشان مىدهد كه انبياء ، آنهائى هستند كه از طرف خداوند به عنوان نذير به مردم فرستاده شده‌اند . اما مانند رسول در رأس امّت و سخنگوى امّت نيستند . ولى همين نظر هم قطعى نيست . كلمهء رسول ( جمعش رسل ، و يا مرسل و مرسلون ) در ادبيات عرب به معنى فرستاده آمده از يك معناى غير روحانى فرستادن . اين كلمه اصيل عربى است و معادل آن در سريانى شلح ( جمع آن شليحون ) در ارتباط با انبياء به معنى برانگيخت و فرستاد در عهد عتيق « 10 » به كار رفته . اين كلمه از مصطلحات نصرانى است كه در عبرى هم به كار رفته و شايد كلمهء « سليح » كه در عربى به معنى رسول آمده از آن مأخوذ باشد . مسيحيان اين كلمه را درست در همان موردى كه مسلمانان « رسول » را به كار مىبرند استعمال نمىكنند و بيشتر در معنى عام كلمه براى حواريّون به كار مىرود « 11 » و در معنى « رسول اللّه » جملهء « شليحه دلهه » به كار رفته است . « 12 » رسول در عربى « فرستاده » است و رسول خدا پيام آور الهى است . از جانب خدا سفير است به مردم . وقتى هم به طور مطلق « رسول » گفته شود ، بر ديگرى جز « رسول اللّه » اطلاق نمىگردد . در قرآن مجيد ، رسول يا مرسل ، اضافه بر آنكه بر پيامبران اطلاق شده ، بر ملائكه ( 42 : 51 و 19 : 19 و 20 : 96 و 15 : 61 و . . . ) و بر مردم عادى ( 12 : 50 و 7 : 35 ) و بر حواريّون مسيح ( 36 : 13 ) نيز اطلاق گرديده است . ميان رسول و
هامش
( 9 ) اصول كافى 1 : 176 چاپ دوم ، الاختصاص شيخ مفيد 328 تهران ، البصائر : الجزء الثامن ، الباب الخامس ، بحار 7 : 293 ، تفسير البرهان 3 : 16 . ( 10 ) خروج 3 : 13 ، اشعياء 6 : 8 ، ارميا 1 : 7 . ( 11 ) انجيل لوقا 22 : 28 ، 1 قرنتيان 9 : 1 . ( 12 ) در رسالهء ضميمه‌اى اعمال سنت توماس ، از مقالهء رسول و نسينك مختصر دائرة المعارف اسلام .