تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
است كه افضليّت اين يا آن ، بستگى به داشتن تعريف مشخصى از هر يك و تعيين قطعى حدود اين تعريفات است . حديثى از امام محمد باقر ( ع ) نقل شده كه فرمود : نبى كسى است كه خواب مىبيند و صدا مىشنود ، ولى ملك را مشاهده نمىكند و رسول كسى است كه صدا مىشنود و خواب نمىبيند و ملك را مشاهده مىكند « 18 » . منظور اين بوده كه علامت نبوت خواب ديدن و علامت رسالت مشاهدهء فرشتهء وحى است . علامهء طباطبائى با تفرّسى آگاهانه از تدبر در آيات استنتاج مىكنند : نبوت و رسالت دو مقام است كه خاصّ يكى در خواب ديدن و خاصّ ديگرى ديدن فرشتهء وحى است . پس ممكن است هر دو مقام در يك فرد جمع شود كه هر دو خصوصيت را واجد باشد و ممكن است نبوّت بدون رسالت باشد . پس رسالت اخص از نبوت است در مصداق نه در مفهوم ، نبى از حيث مصداق اعم از رسول است ، اما از لحاظ مفهوم ، هر كدام مفهوم خاص خود را دارد « 19 » . اين مسألهء فرق نبى و رسول ظاهرى ساده دارد و شايد هم بحثى انتزاعى به نظر برسد . هر دو فرستادهء خدايند ، حال خواه تكليف به تبليغ هم باشد يا نه ، چه اثرى دارد ؟ اثر واضح‌تر آن در آيهء 40 سورهء احزاب روشن مىشود كه فرمود : « و لكن رسول اللّه و خاتم النبيين » پيامبر اسلام خاتم انبياء است . يعنى اگر نبى غير از رسول باشد ، پس خاتم رسل كه خواهد بود ؟ در صورتى كه چون رسولان دسته‌اى از انبياء هستند ، وقتى رسول خدا خاتم انبياء بود ، الزاما خاتم رسل هم خواهد بود . در فرق ميان نبى و رسول ، مسألهء مهم ، اهميّت بيشتر كدام يك از آنها نيست . مسألهء مهم شمول آن است . كدام يك از اين‌ها شامل‌تر و عام ترند . اگر بگوئيم نبى اخص از رسول است و تمام توجه به اثبات اهميّت بيشتر نبوت از رسالت باشد و عنايتى به شمول و عموميّت كلمه نداشته باشيم ، طبيعى است كه دايرهء آن محدودتر خواهد بود و رسالت شمول و عموميت بيشترى مىيابد و حال آن كه همه مىدانيم خاتم انبياء ، خاتم رسل نيز هست .
هامش
( 18 ) اصول كافى 1 : 176 چاپ دوم تهران . ( 19 ) تفسير الميزان ذيل آيهء 213 سورهء بقره .