گونه اشتباه مصون و معصوم خواهند بود « 13 » .
آرى : لوح محفوظ است او را پيشوا * از چه محفوظ است ؟ محفوظ از خطا .
رسول و نبى
در پايان يك چنين بحثى ، از نظرى بىمناسبت نيست كه سخنى هم دربارهء رسالت و نبوت و فرق ميان آنها گفته شود . گرچه در بادى امر ممكن است چنين به نظر برسد كه چه فرق مىكند ، رسول يا نبى ، هر يك كه مقدّم باشد يا معنى وسيعتر و يا محدودترى داشته باشد ؟ نتيجه يكى است : پيامبر است و پيامى كه رسانده . اما مىبينيم كه يك چنين بحثهاى لغوى و لفظى ، هيچگاه بدون نتيجهاى علمى نمىماند .
پس اين بار هم بحث كوتاهى از همان لفظ و كلمه شروع مىكنيم .
كلمهء نبّى 54 بار ، جمعش « نبيّون » 16 بار و جمع مكسّرش « انبياء » 5 بار و مصدرش « نبوت » 5 بار در قرآن آمده است .
در عربى اين كلمه از ريشهء « نبأ » است . « نبأ » به خبرى گفته مىشود كه فايدهء بزرگى داشته و از دروغ عارى باشد . نبوّت سفارتى است ميان خداوند و صاحب خردان از بندگانش ، تا موانع و مشكلاتشان را در كار معاد و معاش بر طرف سازد .
به پيامبر ، نبى مىگويند كه خبر آورنده است بدانچه خرد روشن آرامش مىيابد « 1 » .
در اين كه نبّى بر وزن فعيل است حرفى نيست . بعضى هم آن را نبىء مىخوانند و رسول اكرم را همچنين خطاب كردهاند و منع شدهاند . نبىّ ( با تشديد ) را بليغتر از آن دانستهاند كه دلالت بر رفعت قدر و عظمت مقام دارد . اما اينكه اين فعيل به معنى مفعول است و يا فاعل ، اختلاف دارند . آنها كه معتقدند فعيل به معنى مفعول است ، نبى را به معنى « منبّاء » آگاه و آگاه شده مىگيرند . زيرا خداوند او را از غيبش آگاه مىكند و به دو مىفهماند كه او نبى است . ولى بيشتر اين « فعيل » را به معنى فاعل گرفتهاند . نبى را به معنى « منبىء » آگاه كننده مىگيرند كه مردم را از وحى آگاه مىكند « 2 » .
مستشرقان حسب المعول معتقدند كه كلمهء نبى در عربى مأخوذ از عبرى ( نبىء
هامش
( 13 ) وحى و نبوت استاد مطهرى ص 15 و 16 تهران .
( 1 ) مفردات راغب كلمهء نبأ .
( 2 ) سيرهء شامى 2 : 370 و 372 .