تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
ابلاغ رسالت بيان مىكند . مثلا يكى همان آيهء
« لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ، إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ ، فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ، ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ
( 75 : 16 - 19 ) ابن عباس مىگويد وقتى آيه‌اى نازل مىشد ، رسول خدا از فرط شوقى كه داشت ، و از شتابى كه بر اخذ و ضبط آن مىورزيد ، زبان خود را تند به آيات مىگرداند تا مبادا فراموش كند ، كه خداوند او را از اين نهى فرمود . اما بلخى مىگويد : در اين مورد منظور آيهء قرآن نيست ، بلكه آيات قبل و بعد آن نشان مىدهد كه منظور كتاب اعمال هر كسى است كه روز قيامت به دو مىدهند . البته اين درست است كه آيات قبل و بعد آن دربارهء قيامت و حسابرسى اعمال انسانى است . اما اين چهار آيه به كلى سياقى ديگر دارد . « زبان بدان مگردان از روى شتاب بدان ، گرد آورى و قرائت آن بر ماست ، وقتى آن را قرائت كرديم از آن پيروى كن . بعد بيان آن نيز بر ماست » . اين معانى بهيچوجه تناسب مرادى با حسب حال قيامت ندارد ، بلكه در آن معنى كاملا روشن است كه جمع قرآن با ماست نه با تو . . . و اين بهيچوجه متناسب با كتاب اعمال نيست « 6 » . برعكس ، اين آيه به خوبى دلالت دارد كه حفظ و بيان قرآن را خداوند خود ضمانت فرموده و حتى اين آيه به خوبى مىرساند كه قرائت آن و تداوم قرائت آن نيز بر خداست بنابراين ، جائى براى نسيان نبى نمىماند . معنى همين آيه را آيهء ديگرى تأكيد مىكند :
« وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ
( 20 : 114 ) مشتاب به قرآن پيش از اينكه وحيش بر تو بگذرد » ( يقضى ) . پيش از انجام وحى ، پيش از اقضاء وحى ، وحى را قرائت نكن تا معانيش هم بر تو بيان شود و يا اينكه عجله‌اى در نزول وحى دربارهء مسأله نكن كه خداوند بر حسب اقتضاء و مصلحت ، قرآن را نازل مىكند . باز جاى ديگر مىفرمايد :
« سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى
( 87 : 6 ) بر تو مىخوانيم تا فراموش نكنى » قرائت در اينجا روشن است . خواندن بر كسى است كه لفظ و معنى در ذهنش تثبيت شود . و آيات متعدد ديگر كه همگى صيانت حضرتش را از ابلاغ وحى به روشنى بيان مىدارد .
هامش
( 6 ) بحوث فى تاريخ القرآن ابو الفضل مير محمدى 73 .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 170 | محمود راميار