تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
پيامبر اكرم فرمود : خداوند او را رحمت كند كه چنين آيه‌اى را كه در چنان سوره‌اى است بيادم آورد . « 2 » گرچه اين حديث مستمسك مستشرقانى « 3 » قرار گرفته ، اما بهيچوجه نسيان و فراموشى قطعى نبى ( ص ) را نمىرساند . قارى ، آيتى از قرآن مىخوانده و رسول خدا طلب آمرزش براى او كرده كه آيه‌اى بدان مشخصّات ( كذا و كذا آيه ) در ( سورهء كذا ) را به يادم آورد . آيات الهى ، همه به زمان رسول خدا و به همان هنگام نزول وحى نوشته مىشد و حتى نسخه‌اى نزد رسول خدا بود و هر سال هم تمامى آنچه نازل شده بود با جبرئيل امين مقابله مىفرمود . بخصوص كه ناقل اين خبر عايشه است و او تنها از دورهء نزول مدنى آيات مىتوانسته سخن بگويد . در اين دوره هم كه كاتبان وحى متعدد و فراوان بودند و هر آيه‌اى بلافاصله پس از نزول در حضور نبى اكرم نوشته مىشد و به مردم ابلاغ مىگرديد . صحابه نيز آيات را مىنوشتند و از حفظ مىكردند . تعدادشان هم آن قدر بود كه به حدّ تواتر برسد . اين از مواردى نبود كه نسيان تام باشد . يعنى چيزى به كلى از حافظه نابود شود و به ياد نيايد . يك چنين نسيانى به اعتقاد همهء مسلمانها بر نبى محال است . زيرا مخلّ وظيفهء رسالت و تبليغ مىگردد . اما در مورد اين خبر ، پيش از آنكه قارى آن آيات را حفظ كرده باشد رسول خدا خود آن را از حفظ بود . به مردم ابلاغ فرموده بود و صحابه آن را فرا گرفته بودند . يكى از آنها همين عبّاد بن بشّار مرد مورد روايت است . آيه‌اى كه او خواند از ذهن رسول خدا نابود نشده بود . گاهى هست كه ذهن مشغول به چيزى است و از چيز ديگرى غفلت دارد . آن مطلب در ذهن هست و به موقع بروز مىكند ولى گاهى هم علتى خارجى موجب تذكار و يادآورى مىگردد ، مسلما آن آيه در ذهن پيامبر گرامى بوده و با ياد آورى قارى دوباره به خاطرش آمده است . منتهى در اين خبر كلمه‌اى است كه آن ممكن است مورد بحث قرار گيرد . طبق آن پيامبر فرمود : « كنت أسقطتهنّ » و يا « أنسيتهنّ » ، انداخته بودم آنها را ، و يا فراموش كرده بودم آنها را . اينجا منظور از « از قلم انداختن » ، كارى عمدى نيست . رسول خدا چيزى از كلام خدا نه پنهان كرد ، نه كم و زياد كرد و نه پس و پيش
هامش
( 2 ) بخارى : كتاب الشهادات 11 ، مسلم 1 : 443 ( مسافرين 224 ) ، ارشاد السارى قسطلانى 4 : 72 ، مسند احمد 6 : 138 . ( 3 ) نولد كه : تاريخ قرآن 1 : 47 ح 2 ، مقدمهء بلاشر 16 .