تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤

از نظر تاريخى :

مىگويند مهاجرت اولى به حبشه در رجب سال پنجم بعثت و اين سجده ، يعنى اولين سجده در اسلام ، در رمضان همان سال بود . « 45 » يعنى قبل از اسلام حمزه و عمر ، زيرا آنها در سال ششم بعثت اسلام آوردند . « 46 » مىدانيم كه پيش از آن كه حمزه و عمر اسلام آورند ، مسلمانها در « دار الارقم » پنهان بودند و مراسم نماز را در خانه‌ها و پنهانگاهها بجا مىآوردند و تا آن زمان هرگز كسى از ايشان نتوانست كه نزديك كعبه قرآن بخواند و سجده كند . يك بار بعد از رسول خدا ، عبد اللّه بن مسعود با دليرى خاص خودش سورهء الرحمن را با صدائى بلند نزديك كعبه خوانده بود « 47 » كه قريش به سختى او را آزرده بودند . از آن پس ديگر كسى نتوانست آنجا نماز بگزارد و يا قرآن بخواند . چگونه ممكن بود پيش از اسلام حمزه و عمر ( در سال ششم بعثت ) كسى آنجا سجده كند ؟ . . . اما از نظر تاريخى كه سر ويليام و همفكرانش مىگويند بازگشت مهاجران حبشه به علت شنيدن داستان صلح و سازش پيامبر با قريشيان و افسانهء غرانيق بوده ، اين هم غير ممكن است . بازگشت آنها به دو دليل بود . يكى اين كه چون نجاشى روى خوشى به مسلمانها نشان داد ، مردم مسيحى حبشه بر عليه او شوريده بودند و مسلمانها در تنگنا قرار گرفتند و ديگر اين كه شنيده بودند قريش آزار مسلمانها را كم كرده‌اند اين بود كه در شوال سال پنجم بعثت بازگشتند و حال آنكه سجده در كعبه ، در رمضان آن سال بود . آنها هم وقتى به مكه رسيدند اوضاع برگشته بود . به طورى كه همه به استثناى عثمان بن مظعون و يا عبد اللّه بن مسعود در پناه ( جوار ) افراد ديگر مكه قرار گرفتند . بعد هم كه به زودى به حبشه بازگشتند و پيامبر همچنان بتها را مىكوبيد . حال چگونه ممكن بود كه ، به نقل روايات ، صبح محمد ( ص ) غرانيق العلاء بگويد و شب پشيمان شود و قريش نيز به آزار و شكنجهء قبلى بازگردند ، و در همين فاصلهء كوتاه صبح تا شب همان روز ، شايعهء آشتى پيامبر و قريش به حبشه برسد و آنها روانهء مكه شوند ؟ جالب توجه است كه اين افسانه را از قول ابو بكر بن عبد الرحمن بن حارث بن هشام ( م 94 ) نقل كرده‌اند . « 48 » و او در خلافت عمر به دنيا
هامش
( 45 ) ابن سعد 1 / 1 / 138 . ( 46 ) تهذيب الاسماء نووى 449 ط . گوتينگن . ( 47 ) ابن هشام 1 : 336 . ( 48 ) ابن سعد 1 / 1 / 137 .