سخنى بايد توبه كند « 35 » .
امين الاسلام طبرسى مىفرمايد : احاديث وارده در اين مورد ضعيف است و مورد طعن اصحاب حديث قرار گرفته ، علاوه بر آن متضمن سخنى است كه پيامبران از آن منزّه هستند « 36 » . ابو الفتوح رازى نيز داستان را باطل مىداند « 37 » . در ميان معاصران سيد قطب مىگويد : اين سخن از نظر علماء اسلام بىپايه است و سند مورد اطمينانى ندارد « 38 » . محمد رشيد رضا نويسندهء محقق قرن اخير مصر نيز بىپايگى اين افسانه و خدعهاى را كه در آن است برملا مىكند « 39 » . دكتر محمد حسين هيكل نيز نقد علمى قابل ملاحظهاى از آن ارائه مىدهد « 40 » . استاد دانشمند آقاى دكتر سيد جعفر شهيدى نيز شرح مبسوطى در رد اين افسانه دارد . مىبينيد كه اين سخن سر دراز دارد ، بگذريم و از جهات ديگر بررسى را ادامه دهيم .
از نظر لغت نيز در آن حرفهاست . شيخ محمد عبده ( م 1323 ) مفتى ديار مصر مىگويد : در شعر عرب اين كلمهء غرانيق ( جمع غرنوق يا غرنيق ) در وصف خدايان نيامده و كسى در زبان عربى خدايان را به چنين صفتى نخوانده و معنى كلمه هم با خدايان مناسبتى ندارد .
در لغت ، اين كلمه مرغابى سياه يا سپيد و يا جوان سپيد و زيبا معنى مىدهد . اين همان مرغ بوتيمار يا غمخورك است كه پائى بلند و گردنى دراز و عارى از پر دارد . ماهى خوار است و بر درختان بلند آشيانه مىسازد . در عربى امروزى بدان « مالك الحزين » مىگويند . بعضى مىخواهند آن را با پرندهء مقدس مصريان « عنقاء » يكى بگيرند « 41 » . ولى واقع اين است كه رابطهاى ميان اين دو نمىتوان يافت .
از نظر عقل :
1 ) هيچ مسلمانى نمىتواند فكر كند كه بزرگ داشت بتان در شأن رسول
هامش
( 35 ) روح المعانى ذيل آيهء 53 سورهء حج .
( 36 ) مجمع البيان 7 : 91 .
( 37 ) تفسير ابو الفتوح ، روض الجنان 7 : 150 .
( 38 ) فى ظلال القرآن 5 : 313 .
( 39 ) محمد ( ص ) رسول اللّه 98 .
( 40 ) حياة محمد 9 - 124 ، ترجمهء پاينده 225 ببعد . جلد سوم جنايات تاريخ 1330 تهران .
( 41 ) تاريخ الشعوب الاسلاميهء برو كلمن ح 9 .