تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
خداست ، آن هم دربارهء كسى كه بزرگترين همتّش مبارزه با بت پرستى بود . اين كفر محض است . 2 ) در آغاز امكان نداشت كه پيامبر بتواند در كنار كعبه قرآن بخواند و سجده بكند و نماز بگزارد و از حملهء قريش مصون بماند . 3 ) دشمنى آنها با رسول خدا خيلى عميق تر از آن بود كه با خواندن دو جمله براى بتان در ميان آيات قرآنى ، بدون اينكه سابقه‌اى داشته باشند و قبلا مذاكره‌اى كرده باشند و به توافقى رسيده باشند ، آنها قانع شده باشند و چنان شاد بشوند كه پس از پيغمبر خدا را سجده كنند و حتى وليد و سعيد هم كه از سجده كردن ناتوانند خاك بطحاء را به چهره بسايند كه دنيا برايشان بهشت برين شده ! 4 ) مهمتر اين كه اگر چنين چيزى جايز باشد ، شرع مطّهر در معرض انهدام قرار مىگيرد ، امانش را از دست مىدهد و در هر يك از احكام و شرايع ، خطر چنين لغزشى وجود خواهد داشت . اصل عصمت در معرض خطر است . از نظر عقل ميان نقصان و افزون وحى فرقى نيست . هر دو تحريف است و مردود . « 42 » قاضى عياض مىگويد : امت مسلمان بر عصمت پيامبر و تنزيه او از مثل يك چنين نقصيه‌اى اجماع دارد ، خواه كه خود او تمنّاى نزول يك چنين مدحيّه‌اى براى غير خدا را كرده باشد كه كفر است ، و خواه كه شيطان بجاى قرآن وسوسه كرده باشد ، و اين كه پيامبر آن را از قرآن بشمارد تا جبرئيل او را آگاه كند ! تمام اينها در حق نبى ممتنع است و محال . يا اينكه بگويند پيامبر از پيش خود عمدا چنين سخنى گفته ، اين كفر است ، و يا اينكه سهوا از زبانش پريده ، او از اين قبيل سخنان نيز منزّه و مبرّاست . ما به دليل و برهان و به اجماع ، عصمت او را از كفر بر دل و زبان ، عمدى و سهوى ، مسلم مىداريم . و يا حتى اينكه شيطان خود را فرشته نمايد ، و يا به طريقى بر او راهى يابد ، و يا به خدا چيزى بندد . . . « 43 » با تمام اين حرفها ، حافظ بن حجر از آن دفاع مىكند و مىگويد : با وجود تمام اين سخنان ، همين طرق مختلف نقل ، دلالت دارد كه اصلى دارد و لا بد چيزكى بوده ! « 44 »
هامش
( 42 ) تفصيل آن را در تفسير امام فخر رازى ذيل آيهء 52 سورهء حج ببينيد . ( 43 ) شفاى قاضى عياض 2 : 116 ، طبع 1290 مطبعهء خليل افندى . ( 44 ) الفتح 8 : 355 .