تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
مىگويد : « فيما احسب ، ان النبى كان بمكة ، گمان مىكنم كه پيامبر در مكه بود » و بعد قصّه را نقل مىكند . يا به عبارت ديگر چنان كه گفته‌اند ، العهدة على الراوى . اين ابن عباس تنها صحابى است كه داستان از او نقل شده و اضافه كه خود او در زمان اين حادثهء فرضى هنوز به دنيا نيامده بوده . نمىدانم از آن همه مردم كه به زمان حادثه زنده بوده‌اند و اين همه حديث كه به جاى گذاشته‌اند ، چطور يكى چنين سخنى نگفت كه ابن عباس از سالها پيش از تولد خود افسانه مىسرايد . ابو بكر بزّار مىگويد : جز اين حديث ( منقول از ابن عباس ) اسناد مفصلى ندارد و اين هم به پيامبر نمىرسد . البته احاديث معتبر ديگر هست اما در آن افسانهء غرانيق نيست . به همين دليل بود كه وقتى قصه را از محمد بن اسحاق بن خزيمه ( م 311 ه . ) امام نيشابور و معروف به امام الائمه ، پرسيدند گفت كه اين از مجعولات زنديقان است و كتابى در اين باره تأليف كرد « 31 » . سيّد شريف مرتضى ( م 436 ) مىگويد : احاديثى كه در اين باب آمده مورد اعتناء نيست . بدان جهت كه چيزى را در بر دارد كه عقول رسولان از آن منزه است . اگر خود اين احاديث هم در خور طعنه نبودند ، باز نزد ارباب حديث ضعيفند . چگونه چنين چيزى بر نبى رواست ، در حالى كه خداوند مىفرمايد : « كذلك لنثبت به فؤاد ك » . « 32 » قاضى عبد الجبار معتزلى ( م 415 ) مىگويد : اما آنچه حشويه از پيامبر نقل مىكنند كه در قرائتش بتان را نام برد و « ان الغرانيق العلا » گفت اصلى ندارد . اين و همانند اينها ، چيزى جز دسيسهء ملحدين نيست « 33 » . امام ابو بكر بيهقى نيز اين قصه را از منقولات غير ثابت مىداند و بر راويانش طعنه‌ها دارد . حتى قاضى عياض در شفاء مىگويد : اين حديث را هيچيك از صحاح نگاران ننوشته‌اند و هيچ ثقه‌اى آن را به سند سالم متصل روايت نكرده ، فقط مورخان و مفسران دلباختهء غرايب و عجايب شيفتهء آن بوده‌اند . ابن حزم نيز مىگويد : اين حديث كذب محض است . از طريق روايت صحيح نيست و معناى درستى هم ندارد . از جعل و دروغ هم كسى عاجز نيست « 34 » . آلوسى در تفسيرش مىگويد : زشت‌ترين و فاسدترين قولى كه در اين زمينه بود اين است كه پيامبر از فرط حرص بر ايمان قومش اين جمله‌ها را پيش خود بر زبان آورد . گويندهء چنين
هامش
( 31 ) تفسير رازى 23 : 50 . ( 32 ) تنزيه الانبياء 107 - 109 . ( 33 ) تنزيه القرآن عن المطاعن 274 . ( 34 ) الفصل 4 : 23 .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 160 | محمود راميار