تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
خود مىخوانند جوابى نخواهند گرفت « 13 » و بتها از هر مساعدتى به انسان ناتوانند « 14 » . مثل اينكه فكر شفاعت بتان ، چنان ذهنشان را پر كرده بود كه جز توسّل به شفيع و شفاعت بتان ، راه ديگرى براى خدا نمىشناختند . چه بسا كه با پيامبر خدا جدل مىكردند كه اين آلههء ما دختران خدايند و بدين جهت شفعائند و اين فكر خيلى معقول‌تر و منطقىتر از آن است كه فكر كنند « عيسى پسر خدا » ست . و به همين دليل خداوند آنها را ردّ مىكند ( 43 زخرف : 57 - 60 ) كه قياس غلط است و احتجاج به عقيدهء نصا را در غير موردش است . عيسى انسانى بود بندهء خدا كه خداوند او را به رسالت برگزيد ( 43 : 5 - 63 ) . حال برگرديم به دلايل ردّ « افسانهء غرانيق » :

از نظر قرآن :

نخستين و مهمترين دليل ، خود سورهء نجم است كه مىگويند پيامبر آن را با دو جملهء اضافى قرائت فرمود . ملاحظه كنيد اين آيات سورهء نجم است :
« أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى . إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى
( 53 : 19 - 23 ) آيا آن دو بت ، لات و عزّى را ديديد ؟ و منات سومين بت ديگر را ؟ آيا نصيب شما پسر است و نصيب خدا دختر ؟ ( اين سه بت را دختران خدا مىدانستند و خود ، دختران را زنده بگور مىكردند ) . اين تقسيمى است ناروا . نيستند اينها ، مگر نامهائى كه شما و پدرانتان ناميده‌اند و خدا دليلى بر آن نفرستاده است ( و يا خدا توانائى بدانها نداده ) پيروى نمىكنند جز از گمان و آنچه دلشان مىخواهد و گرچه از جانب پروردگارشان هدايت آمده است » . مىبينيد با چه ريشخندى خدايان آنها و اعتقادات پوچ و باطل آنها را به استهزاء گرفته و تحقير مىكند ؟ اين لات و منات و عزّى را كه چنين بزرگ مىداريد نامهائى است كه شما و پدران بدانها داده‌ايد و الّا خدا بدانها سلطان ( دليل و قدرتى ) نداده .
هامش
( 13 ) مثل 7 : 194 و 16 : 86 و 18 : 52 و 19 : 9 - 85 و 28 : 62 ، 63 ، 74 و بعد . ( 14 ) مانند 6 : 46 ، 70 و 10 : 18 ، 34 و 17 : 56 و 21 : 43 .