حديث و سيره به فراوانى راه يافته و بدست افسانه پردازان قديمى و به يارى نكته پردازان كنونى ، هزار شاخ و برگ پيدا كرده است . اما ساختگى بودن اين افسانه در دل خودش نهفته است و مصداق درست « هياهوى بسيار ، براى هيچ » شده است . اين ساختگى بودن به دلايل مختلف و فراوان قرآنى ، روايتى ، لغوى ، تاريخى و عقلى به آسانى اثبات مىشود . گرچه ممكن است كمى بحث به درازا بكشد ، اما بد نيست پيش از ورود در بحث ، براى روشن شدن بيشتر مطلب ، كمى از اعتقاد عرب جاهلى دربارهء اين بتان بگوئيم .
سه بت لات و منات و عزّى در بين عرب پرستندگان زيادى داشتند . در واقع اينها را مظهر و رمز فرشتگان و واسطه و ميانجى و شفيع ميان خود و « اللّه » مىدانستند .
لات ، بت طايفهء ثقيف در طائف ( در محل منارهء سمت چپ مسجد امروزى ) ، به صورت سنگ سپيد چهار گوشى بود كه بعد به امر رسول خدا در هم شكسته شد « 3 » . قريش و ديگران نيز آن را بزرگ مىشمردند « 4 » . مردم مكه و ديگران به زيارت آن مىرفتند . چمن و چراگاهى خاص داشت كه حرم بود و قطع درخت و شكار و خونريزى در قلمرو آن روا نبود .
منات بت يثرب ( مدينه ) بود ، اما خزاعهء يمن و بعضى از هذيل نيز آن را مىپرستيدند ، قريش و بقيهء عرب نيز آن را بزرگ مىدانستند . بتكدهء منات كه سنگى سياه بود در قديد ميان مكه و مدينه در كنار دريا قرار داشت . به هنگام فتح مكه ( 8 ه . ) بدست على ( ع ) ويران شد « 5 » . بعضى هم مظهرى از آن براى خود ساخته بودند .
عزّى خداى بسيار عزيز كه معادل ستارهء زهره بود ، نخست بزرگترين بت قريش بود و بعد كهانت آن به بنى سليم و كنانه و خزاعه و حتى ثقيف هم رسيد . اشراف مدينه هم مظاهرى از آن براى خود ساخته بودند . معبد اين بت در وادى « نخلهء شاميه » ميان راه مكه و عراق بود . حرمى و كشتارگاهى ( غبغب ) و دستگاهى داشت كه به دستور پيامبر ( 8 ه . ) نابود شد « 6 » . حرم عزّى از سه درخت تشكيل شده بود و
هامش
( 3 ) بخارى : تفسير 53 : 2 و 3 ، ابن هشام 916 گوتينگن .
( 4 ) البلدان 7 : 310 ، المحبّر 315 ، واقدى 384 برلن ، سبائك الذهب 104 ، بلوغ الارب آلوسى 2 : 203 .
( 5 ) اصنام كلبى 13 ، 14 ، 19 .
( 6 ) ابن سعد 2 / 1 / 150 ، واقدى 351 برلن ، ابن هشام 839 ، اصنام كلبى 11 / 17 / 25 و اعلام قرآن خزائلى 431 .