تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
مىگويند : پيامبر وقتى با آن مقاومت شديد قريش روبرو شد و آن همه آزار و شكنجه را ديد ، با خود آرزو داشت كه كاش چيزى كه مايهء نفرت قوم و خويش باشد بر من نازل نمىشد . پس از آن ، به قوم خويش نزديك شد و با آنها گرمتر گرفت . روزى در يكى از مجالس نزديك كعبه با سران قريش نشسته بود . پيامبر در آن مجلس سورهء نجم را كه خواند ، بدين آيات رسيد :
« أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى
( 53 : 19 و 20 ) آيا ديديد لات و عزّى را و مناة سومين ديگر را » پس از آن چنين ادامه داد : « تلك الغرانيق العلا . و انّ شفاعتهنّ لترتجى ، اينها بوتيماران بلندپروازند و شايد اميدى به شفاعت آنها باشد » . در پايان قرائت سوره كه آيهء سجده بود سر به سجده گذاشت . مسلمانانى كه همراه او بودند نيز خدا را سجده كردند و مشركان هم كه در آنجا بودند همه سر به سجده گذاشتند . حتّى يكى دو نفر را گفته‌اند كه از فرط پيرى نتوانستند سجده كنند و آنها كمى از ريگ حرم برداشتند و به چهرهء خود نزديك كرده و بر آن سجده بردند . اين دو نفر يكى وليد بن مغيره بود و ديگرى ابو احيحه سعيد بن عاص و يا اميّة بن خلف . مردم قريش از آنچه پيامبر خوانده بود و خدايانشان را به شفاعت پذيرفته بود شاد شدند . اما وقتى پيامبر شنيد كه قريش مىگويند : « حال كه براى بتان حقّى قائل شده‌اى ما با توايم » سخت دل گير شد . شب هنگام جبرئيل نازل شد و پيامبر سورهء نجم را بر او خواند . وقتى به جملهء « تلك الغرانيق » رسيد ، جبرئيل گفت : « من اين دو جمله را نياورده‌ام » . پيامبر سخت دلتنگ شد و براى دلدارى و تسليت او اين آيه فرود آمد :
« وَ إِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَهُ وَ إِذاً لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا . وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا . إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ - الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً
( 17 : 73 - 75 ) گرچه نزديك بود از آنچه بر تو وحى كرديم منحرفت كنند تا چيز ديگرى بر ما ببندى و ترا به دوستى گيرند . و اگر ما ترا استوار نكرده بوديم نزديك بود كمى به آنها مايل شوى . در اين صورت ، عذاب دو جهان را دو چندان به تو مىچشانيديم و در برابر ما يار و ياورى نمىيافتى » . البته روايات در اين باره بسيار آشفته است . عده‌اى آن را نقل كرده و گاهى هم