تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
الهام با « وسواس شيطان » نيز فرق دارد . هم چنان كه خير و شر با هم فرق دارند « 8 » . يك فرق اساسى ديگر ميان وحى و الهام وجود دارد كه صدر المتألهين ياد آور شده است : « وحى ، يعنى نزول فرشته بر گوش و بر دل ، به منظور مأموريت و پيامبرى ، هر چند منقطع شده است و ديگر فرشته‌اى بر كسى نازل نمىشود و او را مأمور اجراى فرمانى نمىنمايد ، زيرا به حكم « أكملت لكم دينكم » آنچه از اين راه بايد به بشر برسد ، رسيده است ، ولى باب الهام و اشراق هرگز بسته نشده و نخواهد شد ، و ممكن نيست اين راه مسدود گردد » « 9 » . خلاصه اينكه : وحى جز الهام است . وحى فرود آمدن فرشته و سخن گفتن با پيامبر است و الهام نوعى احساس و ادراك درونى و خلجانات روحى است كه گاه به آدمى دست مىدهد . نمونهء آن الهامات شاعرانه و عارفانه است . درك مىشود اما منبع و منشأش روشن نيست . در صورتى كه منبع وحى روشن است . وحى خود منشأء صدور احكام و قوانين تازه‌اى است براى بشر ، اما الهام تنها كشف قوانين هستى است .

افسانهء غرانيق

اين سخنى است كه جملگى برآنند : پيامبر بايد كه در تلقّى وحى مصون از خطا باشد . همه ، حتى آنها كه در اصل عصمت انبياء گفتگو دارند ، عصمت رسول را در امر ابلاغ وحى پذيرفته‌اند . نبى در دريافت وحى ، حفظ و ضبط آن و ابلاغ به مردم بايد كه از هر خطا و لغزشى مصون و محفوظ باشد . او كلمات الهى را با دل و جان مىشنود ، حقّى كه بر او نازل شده با شعور و بصيرت كامل ، به روشنى روز و بدون ابهام درك مىكند و به دور از هر خطا و لغزشى آن را لمس مىنمايد « 1 » و در نهايت امانت به مردم ابلاغ مىكند .
هامش
( 8 ) احياء العلوم غزالى 3 : 14 ط . مصر . دستور العلماء 1 : 165 ، شرح فصوص 35 ، شرح مقدمهء قيصرى از آقاى سيد جلال الدين آشتيانى 383 مشهد ، كشاف اصطلاحات ، كليات ابو البقاء ، تعريفات جرجانى ذيل الهام ، وحى ، كشف . ( 9 ) مفاتيح الغيب ملاصدرا : 13 ، به نقل از مقالهء ختم نبوت استاد مطهرى ، خاتم پيامبران 2 : 540 . ( 1 ) شرح تجريد الاعتقاد 195 ، وحى يا شعور مرموز 104 ببعد .
تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 148 | محمود راميار