تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
2 ) خداوند اين فجور و تقوا را در نفس آفريده . معمولا معتزليان تفسير اولى را « 2 » و اشاعره معنى دوم را « 3 » انتخاب مىكنند . در تفاسير شيعه هم بيشتر الهام را به معنى اعلام كردن و تعريف كردن مىگيرند . يعنى خداوند راه فجور و تقوا را شناساند و انسان را در انتخاب يكى از اين دو راه مخيّر گردانيد . بعضى هم گفته‌اند مراد به الهام توفيق و خذلان است « 4 » . الهام بيشتر در ارتباط با اولياء به كار مىرود و وحى در مورد انبياء . در اصطلاح شرع ديديم كه وحى كلام خداوند بر پيامبر اكرم بود . وحى از جهتى دو نوع است : ظاهر يا جلى و باطن يا خفى كه اين يكى آن چيزى است كه به وسيلهء رأى و اجتهاد بدست مىآيد . اما وحى ظاهر را به سه قسم تقسيم كرده‌اند : 1 ) آنچه بر زبان فرشته مىگذرد و پيامبر مىشنود ، مثل قرآن . 2 ) پيامى كه فرشته بدون كلام مىرساند . چنان كه فرمود : « نفث فى روعى - در ذهن من دميد » . 3 ) الهام : در اصطلاح شرع ، القاء معنى در دل از طريق فيض است . يعنى الهام فيض ربّانى است كه ناگهان رخ مىدهد و ملهم ( كسى كه به دو الهام شده ) نمىتواند بگويد چرا و چگونه بدان نتيجه رسيده است . البته اين الهام با « علم عقلى » فرق دارد . به قول شيخ محمد عبده : معرفتى است كه حاصل مىشود مثل احساس اندوه و شادى ، گرسنگى و تشنگى ، اما مبدء و منشأش شناخته نمىشود ، احساسى است كه مبدأش معلوم نيست « 5 » ولى بر خلاف نظر عبده ، نمىتوان گفت كه ايجاد يقين مىكند . زيرا كشف عارفان و الهام و اصلان براى ديگران يقين نمىآورد . معرفتى است بدون يقين . مصدر حقيقى آن نيز شناخته نيست و مهمتر اين كه وابستگى بيشتر آن به شخص مورد الهام است تا به موضوع مورد آن .
هامش
( 2 ) كشاف زمخشرى 1612 چاپ ليز ، بيضاوى هم از زمخشرى تبعيت مىكند 2 : 606 چاپ عثمانى ، تفسير منسوب به محى الدين هم از بيضاوى تبعيّت مىكند 2 : 396 ، در تفسير جلالين سيوطى : بين لها طريق الخير و الشر . ( 3 ) مفاتيح امام فخر 8 : 438 . ( 4 ) توفيق يعنى موهبتى الهى كه موجب انجام كار مىشود و خذلان بىبهره ماندن از لطف الهى است . تفاسير ابو الفتوح رازى و مجمع البيان و صافى ذيل آيهء 8 سورهء الشمس . ( 5 ) رسالة التوحيد 108 .