تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
منفعت مشترك عده‌اى ، زيان مشترك ديگران است . پس ناچار براى تأمين نظم جامعه كه خود جزئى از نظام آفرينش است ، و هدايت به طرف كمال ، قانون و قاعده‌اى برتر از منافع افراد و جوامع بشرى ، و هماهنگ قانون كائنات ، لازم دارد . عدم تعادل جامعهء بشرى و عدم هماهنگى آن با نظام كائنات ، در تعادل كلى مؤثر خواهد افتاد . علماى كلام مىگويند : دين از وحى آسمانى سرچشمه مىگيرد نه از عقل و خرد . هميشه ميان انسانها بر سر سود و منفعت مبارزه و منازعه است . و اين دستگاه آفرينش است كه بايد نوع را به سوى كمال حقيقى رهبرى كند و براى اين رهبرى است كه دستگاه آفرينش خود بايد دين شايسته را براى انسانيت برگزيند و به عالم انسانى وحى كند . به قول علامهء طباطبائى : « شعور غريزى انسان كه خود منشاء بروز اختلاف و فساد است ، خود چگونه مىتواند منشاء رفع اختلاف و عامل از ميان بردن فساد شود . در صورتى كه ما در صحنهء آفرينش ، عاملى نداريم كه خود به اثرى دعوت كند ، و بعد خود او باز به نابود كردن همان اثر دعوت كند . گذشته از اين ، اين قوانين ( بشرى ) بر افعال و اعمال اجتماعى مردم نظارت دارند ، نه بر شعور درونى و احساسات نهانى انسان » « 5 » . پس هدايت عقل تجربى نمىتواند جانشين هدايت وحى شود . مگر وحى چيست و هدايت آن چگونه است ؟ وحى ، ارتباطى است ميان آفريننده ، ريشهء وجود و هستى ، با انسانها تا مسير تكاملى انسان هماهنگ سير تكاملى هستى برنامه ريزى و مشخص شود . به عبارت ديگر : وحى ، بارقه‌اى است الهى كه به فرمان او بر دل بندهء برگزيده‌اش فرود مىآيد و از راهى پنهانى و به رازى غير معتاد براى بشر ، بندهء برگزيدهء خود را از سرچشمه‌هاى هدايت و دانش آگاه مىسازد تا برنامهء زندگى انسان در جهت سير تكاملى او ابلاغ گردد . آنها كه وحى را بدين ترتيب نپذيرفته‌اند و از طرف ديگر با صداقت محمدى ( ص ) روبرو هستند و ايمان عميق او را به مبدأ لا يتناهى دريافته‌اند ، راه ديگرى رفته‌اند . حقيقت اين پديدهء شگرف را انكار نمىتوان كرد . با وجود اين در مورد وحى چه مىشود گفت ؟ مرد مادى مىگويد : صداقت پيامبر مسلّم ، ولى سرچشمهء اصلى شناخت او ، خود او است . ايمان و اعتقادى كه او به خدا دارد ، پرستشى كه از دل
هامش
( 5 ) وحى يا شعور مرموز 92 .