تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
به واسطه و محسوس را به مشاهده درك مىكند . عقل دهم را « عقل فعّال » ناميده‌اند كه در لسان شرع روح القدس و جبرئيل ناميده مىشود . روح انسان براى بروز و ظهور استعداد نهفتهء خود بايد از عقل فعال الهام بگيرد . عقل فعّال منبع همهء حقايق امور است . سرچشمهء وحى نيز عقل فعال است . پيامبر كه روحى قوىتر از ديگران دارد ، با عقل فعال در ارتباط نزديكترى است و حقايق را از او دريافت مىكند . اين دريافت در ذهن او نقش مىبندد . او احساس مىكند كه واسطه را ديده و يا آوائى از ماوراء طبيعت شنيده است و اين چيزى جز ارتباط و اتصال او با اين « عقل فعّال » نيست . اين نظريه بستگى دارد به قبول آن « عقول عشره » و 9 فلك تو در تو ( چون پوستهء پياز ) و فرضيات منسوب به بطلميوس كه امروز ديگر طرفدارى ندارد . گذشته از آنكه در محتواى آن نظريه جاى سخن بسيار است اصولا تلقى انبياء از وحى ، ارتباطى است با آفريدگار هستى و اين تلقى با آن برداشت سازگار نيست . اما متكلمين مبناى مطمئن‌ترى جستجو كرده‌اند : از آنجا كه در جهان طبيعت قانون تكامل عمومى حكفرماست و فلسفهء آفرينش كمال و تكامل جهان است و هر پديده‌اى به سمت كمال مىرود . . . « ما نيز خواهان كمال خود هستيم و از اين روى از فعاليتهاى وجودى خود آنچه مىتواند كمال مزبور را به وجود آورد و با وى مرتبط است ، در راه او به مصرف رسانيده و او را به وجود آورده و كمال خود را مىيابيم » . « 2 » اين همه كارها كه در جهان هستى و گاهوارهء طبيعت انجام مىگيرد ، در حالى كه كمترين شعورى در آنها سراغ نمىشود ، غايتى دارند . غايت هر پديده و نهايت و هدف آن ، رسيدن به اوج كمال و يافتن صورت نهائى و تكامل يافتهء خود است . پس در طبيعت ، تبديل و حركتى است دائمى به سوى كمال و نظامى در آفرينش مستقر است براى حيات و كمال . حال ، در جهان هستى ، اين نظام ( يا بهتر بگوئيم : اين هدايت و پيام تكامل ) يا در درون خود پديده است ، يعنى آن پديده به رهبرى آن پيام و نيروى مرموز و در پرتو بارقه‌اى از هدايت عام كه در وجود خود نهفته دارد به سوى كمال مىرود . . . و يا اين پيام و نظام تكامل ( هدايت ) در خود پديده نيست و در خارج از پديده
هامش
( 2 ) اصول فلسفهء آقاى طباطبائى 3 : 328 .