به عهدهء او محوّل شده بود . « 24 »
پس از او نوبت پسرش يوحنا دمشقى (
Johannes
Damacenus
) شد كه تا سال 106 هجرى ( 725 ميلادى ) مدت خلافت 9 تا ده خليفه در دستگاه امويان بود . در مورد او گفتهاند كه پدرش اگر نديم يزيد بود او خود وزير اكبر خليفهء اموى شد « 25 » . سرانجام ، او در سال 725 ميلادى كه از كار كناره گرفت وارد دير سنت سابا شد . در آنجا به تبليغ و نوشتن رسالاتى مشغول گرديد تا در سال 132 ه . ( - 4
دسامبر 749 ) ميلادى وفات يافت .
يوحنا از متفكران بزرگ آباء اخير كليساى يونانى و از ملكائيهء مسيحى بود كه معتقد به مشيّت واحد در مسيح بودند « 26 » . نوشتههاى او زبدهء تعاليم كليساى شرقى شمرده مىشود و سرودهاى دينى او در غايت جذبه و گيرائى است كه هنوز هم در كليساهاى يونانى خوانده مىشود . « 27 » رسالهء مباحثهاى ميان مسيحى و مسلمان « 28 » نشانهء مباحثات او با علماى مسلمان دربارهء اسلام و طرز استدلال و ديد او است . او است كه نسبت مىدهد رسول خدا علمش را از مردى اهل كتاب يا از يكى از بدعت جويان « آريان
Arian
» اخذ كرده « 29 » و جالب توجهتر اين كه همين اعتقاد است كه نزد « تئوفانس » تكرار مىشود و وجود راهب دير بصرى دستاويزى براى جعل معلّم موهوم مىگردد . در واقع تئوفانس فقط ادامه دهندهء راه يوحناست و همان اتهامات را با آب و رنگ بيشترى نقل مىكند .
بدين ترتيب ، سابقهء مباحثات مذهبى اسلام و مسيحيّت و نوشتن رسالهها و نامهها بر ضدّ اسلام روشن مىشود . اين مباحثات همچنان ادامه يافت . بعد جنگهاى
هامش
( 24 ) امويان هنرى لامنس 212 .
( 25 ) البته طرفداران مطلقش ترديد مىكنند : فرهنگ دينى كاتوليك مقالهء يوحنا دمشقى الاب جوجى .DictionnairedeTheologieCatholique .( 26 ) فلسفة الفكر الدينى 1 : 32 ح 2 .
( 27 )J .C .Ayer؛ASourceBookforAncientChurchHistory،P .196 .
( 28 ) از انتشارات مينى جزء كتب آباء يونان مجلد نهم .
( 29 )TheMuslimWorld،Volxll،n .2 .APril4391 ،P .293 .
كتاب معروفش : در سبيل رشاد يا ايمان صحيحDeFideOrtodoxaتوسطSalmondبه انگليسى ترجمه شدهExPositionoftheOrthodoxFaithو نيز توسط آباءNiceneدر سلسلهء كارهاى آنها ( جلد نهم قسمت دوم ) به نامConcerningtheOrthodoxFaithنيويورك 1899 آمده .