پيامبر ( ص ) كودك ده دوازده سالهاى بوده ، ابو بكر مسلما طفل هشت نه ساله اى بيش نبوده ، زيرا او دو سال از پيامبر كوچكتر بود ، و در آن موقع بلال هنوز به دنيا نيامده بود و سى و چند سال از اين تاريخ گذشت تا ابو بكر ، بلال را از بنى خلف خريد و او از شكنجه به خاطر اسلام رهائى يافت و بلافاصله هم آزاد شد « 10 » .
اين داستان بعدها گزارش مشابهى يافت . تقريبا دوازده سال بعد ( حدود 595 ميلادى ) محمد ( ص ) در خدمت خديجه بود كه با غلامى به نام « ميسره » راهى سفر شام شد . در همين بصرى يك كشيش نسطورى ( و يا به نام نسطور ) را ديدار كرد .
اين كشيش از بعضى از علامات ، پيامبر آينده را شناخت « 11 » . همچنين در همان هنگام مردانى از روم ( 3 يا 7 يا 9 تن ) نيز در جستجوى پيامبر موعود به نزد بحيرا رسيدند كه او آنها را بازگرداند « 12 » . طلحة بن عبيد اللّه نيز گواهى مىدهد كه چند سال بعد ، راهب بصرى از ظهور پيامبر موعود مىپرسيد « 13 » .
در منابع مختلف اسلامى ( و احيانا عيسوى ) نام « بحيرا » ( در آرامى
Behira
به معنى گزيده و منتخب ، در سريانى به صورت بحير به معنى مرد دانا و آگاه ) به عنوان لقبى براى او ذكر شده ، اما اسمش را مسعودى سرجيوس (
Sergius
) و حلبى جورجيوس (
Georgius
) « 14 » و ديگران به شكلهاى مختلف جرجيس ، جرجس به كنيهء ابو عداس و كنيهء پدرش ابو ربيعه ذكر كردهاند . « 15 »
او راهبى نصرانى از قبيلهء عبدالقيس و يا حبرى از احبار يهود تيماء « 16 » بود كه اخباريان او را از نيكان شمردهاند . مىگويند پيش از مبعث بود كه ندا دهندهاى ندا
هامش
( 10 ) عيون الاثر 1 : 43 ، ابن سعد 3 / 1 / 165 ، ابن هشام 205 ، 449 گوتينگن و يا 1 : 339 و 340 حلبى .
( 11 ) ابن هشام 1 : 199 .
( 12 ) خصائص سيوطى 1 : 208 ، حلبيه 1 : 142 ، البدايه 2 : 285 ، ترجمهء ابن اثير 1 : 35 ، ابن هشام 1 : 194 .
( 13 ) ابن سعد 3 / 1 / 153 . الوفاء ابن جوزى 1 : 56 ، سيرهء شامى 2 : 262 .
( 14 ) مروج 1 : 146 ، سيرهء حلبيه 1 : 157 .
( 15 ) اين نام گويا در آن زمان رايج بوده ، چنان كه چهار تن از صحابه بدين نام بودهاند . دو تن مشهورتر بحير بن ربيعه و بحير الاغارى ( تاج العروس 3 : 29 ) . ابن الاثير نيز از يك مرد شامى بدين نام ياد مىكند كه با هفت تن ديگر نزد رسول خدا رفت و تصريح مىكند كه اين غير از بحيراى راهب است .
( اسد الغابه 1 : 167 ) .
( 16 ) روض 2 : 220 ، ابن كثير در سيره 1 : 249 از سير زهرى نقل مىكند ولى رد مىكند .