تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
نيست ، نفى اسير گرفتن از همهء انبياء مىكند :
« ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ ، تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ
( 8 : 67 ) هيچ پيغمبرى را نشايد كه اسيران بگيرد تا بر زمين كشتار كند ، شما ( اصحاب ) خواستهء دنيا خواهيد و خدا ( براى شما ) پاداش آخرت خواهد » . بعد از آن ، سخن شديدتر مىشود و انذار و وعيد است ( 17 : 74 - 75 ) تا جائى كه فرمايد :
« وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ . لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ . ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ . فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ . »
( 69 : 44 - 47 ) . كجاست كه بتوان در برابر اين صراحت و روشنى ، جز به صداقت محمّدى ( ص ) و ايمان به وحى الهى سخنى گفت ؟ در اين مورد شواهد به قدرى زياد است كه در - خور بحث كتابها خواهد بود . به چند نمونهء كوتاه فقط اشارتى رفت . نمونهء بسيار برجستهء ديگر آن ، خطابهاى فراوانى است كه پيامبر را دل مىدهد و بر ابلاغ رسالت تحريض مىكند و از هر سستى و كاهلى برحذر مىدارد و بر ترغيب به ايمان مستضعفين و روى گرداندن از مستكبرين تأكيد مىنمايد . « به آنها كه در رفاه و خوشى مىگذرانند با چشم حسرت منگر ، اينها براى آزمايش است و روزى خداوند بهتر و باقىتر است » ( 20 : 131 ) و باز همين معنى است در سورهء حجر آيهء 88 كه « به سوى مردم متمتع چشم مدوز و بر آنها اندوهگين مباش و نسبت به مؤمنان فروتنى كن » . آيا اينها نشان نمىدهد كه خواسته و فرزند قريش در چشم پيامبر خوار و بىمقدار گرفته شده تا او به كار تبليغ رسالت همتى كه در خور است صرف كند ؟ ببينيد اين عتاب چه پرشكوه است : مشركان مىگفتند اين مردم بينوا و بى سر و پا را از گرد خود دور كن تا ما به تو نزديك شويم . ايمان اشراف و بزرگان شايد وسوسه انگيز باشد و بتواند كه پيامبر را از مؤمنان بىچيز دور كند . خطاب مىرسد « مردمى را كه به خدا رو كرده‌اند از خود مران . كار آنها بر تو نيست و حساب كار تو با آنها نيست . اگر آنها را طرد كنى از ستمكارانى » ( 6 : 52 ) و يا باز مىفرمايد : « با همان بىنوايانى باش كه شب و روز