به قول آقاى مهندس مهدى بازرگان سخن قطعى اين است كه : « عدم خودپرستى و مال و مقاماندوزى او كه مسلّم است ، و احساسات و عواطف درونى هم در كار او دخالت نداشته است . پيغمبر به مصداق :
« وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
( 68 : 4 ) همانا تو بر خلق و خوى بزرگى هستى » و شهادت تاريخ و نمونههاى فراوان ، به هيچ وجه نه عصبى مزاج و زود رنج بوده و نه تحت عواطف خويشاوندى و دوستى و غيره ، تغييرى در اعمال و تصميمهاى خود مىداد ، و يا موجب انحراف او از احكام قرآن مىشده است ، بلكه در سختترين روزهاى شدت و جنگ و در روزهاى پيروزى و نعمت ، خونسردى و تسلط بر نفس را از دست نمىداده است . « 45 »
در منگام نويسنده و متتبع فرانسوى در كتاب « محمّد و سنت اسلامى » مىنويسد :
تا زمان بعثت ، زندگانى او عادى و كاملا متعادل بود . كما اينكه بعدا نيز صرف نظر از لحظات وحى ، همين حال ادامه داشت . چنان كه در مورد انبياء بنى اسرائيل ديده مىشده است . چنين نيست كه چون مريض بوده مكاشفه يا الهامى داشته ، بلكه به عكس ، چون مكاشفه و وحى به او دست مىداد آثارى غير عادى ظاهر مىشد .
البته ميان يك شخص عصبى و يك روشن بين اهل مكاشفهء واقعى ممكن است حالات مشتركى ديده شود ، اما شخص عصبى خيلى زود تأثير پذير است . در صورتى كه آن ديگرى ، خلّاق و فعّال مىشود . حداكثر سخنى كه مىشود گفت اين است كه يك مزاج تا اندازهاى ضعيف ، حالات عرفانى و شور را تا حدّى تسهيل مىكند و به نوبهء خود سبب تشديد كسالت هم مىگردد . ولى به هر حال ، به هيچوجه چنين حالت مرضى در محمد ( ص ) ديده نشده است . « 46 »
اين بود نظر يك بيگانه ، و به همين جهت است كه علماى كلام گفتهاند : نبى بايد در تلقى وحى و حفظ اوامر دينى و ابلاغ به مردم ، مصون از خطا باشد . و روشن است چنان كه گفتار نبى تبليغ است ، فعل و عمل وى نيز جنبهء تبليغى دارد و يا به عبارت ديگر : نبى انسانى است كه در حفظ و ضبط وحى ، كوتاهى نمىكند و زبانش در تبليغ به مردم خطا نمىكند ، كردار و گفتارش يكى است و در عين حال در ساير
هامش
( 45 ) مسألهء وحى مهندس مهدى بازرگان 1342 ص 105 و 106 .
( 46 )Dermenghem،Emile؛MahometetlaTraditionIslamique، 5591 .