- وقتى هم خوابآلوده مىنمود . يا به اغماء و غشى دچار مىشد .
- هنگامى هم نگاه به آسمان و جوانب خود مىدوخت و سرى تكان مىداد و يا سر را به پائين مىانداخت ( ص ) .
- گاهى رنج شديدى تحمّل مىكرد ، ولى زمانى هم سبكتر بود .
- وقتى چنان سنگين مىشد كه چارپائى كه سوار بود از رفتن باز مىماند و يا با زانو به پيش گردن چارپا مىزد ، و يا زانوئى كه زير پايش قرار گرفته بود به شدّت فشرده مىشد .
- گاهى دچار سردرد مىشد .
به هر حال ، اينها چگونگى دريافت وحى و صورتها و حالات مختلف وحى بود كه در روايات و اخبار تاكنون باز گفتهاند .
ديديم كه فرشتهء وحى نيز به انواع گوناگون فرود مىآمد : دو سه بارى به صورت اصلى يك فرشته بر رسول ( ص ) پديدار گرديد و از آسمان با او سخن گفت . زمانى در پيكر انسانى بود كه حاضران مجلس او را مىديدند و سخنش را مىشنيدند . « 40 » وقتى هم بر پيغمبر اكرم پنهانى فرود مىآمد و ديده نمىشد ، اما اثر تغيير و انفعال بر صاحب رسالت پديدار مىگرديد كه بانگى چون مرد خوابيده داشت و يا حالى شبيه اغماء و غشى او را مىگرفت كه البته نمىتوان آن را غشى و اغماء دانست ، و اين نبود مگر استغراق در ديدار فرشتهء روحانى و رها كردن حالت بشرى عادى . مسلما چنين حالتى بر پيكر اثر مىگذارد . از شدت و فشار روحى ، بانگى چون مرد خوابيده دارد ، نفس سنگين مىشود و گاه در روزى سخت سرد ، عرق از پيشانيش مىريزد .
گاهى هم فرشته در خواب مىآمد كه عدهاى نزول سورهء كوثر را در چنين حالى دانستهاند و دستهاى نيز آن را قبول نكردهاند . هنگامى هم فرشته كلام را مىدميد ، دميدنى . وقتى هم وحى بر رسول مانند آواى جرسى بود كه در گوش شنوندهاش مىپيچيد و چه بسا كه حاضران نزد رسول ( ص ) صدائى شنيدهاند كه گوئى صداى زنبور است ، ليكن آنان سخنى نفهميدهاند و چيزى درك نكردهاند . اما او ( ص ) به خوبى شنيده و آنچه به دو وحى شده بىكم و كاست به خاطر نگهداشته و به علم ضرورى مىدانسته كه آن وحى خدائى است ، بدون ابهام و پيچيدگى و بدون شك و
هامش
( 40 ) ابو عوانه در صحيحش گفته كه اين سبكترين حالات بوده ( اتقان 1 : 161 ) ، بخارى : فضائل القرآن 1 ، ابن هشام گوتينگن 154 - 156 ، حليهء ابو نعيم 69 .