تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
قلب پيامبر اكرم را دارد : « بگو بدانها كه با جبرئيل دشمنى مىورزند كه او به فرمان خداوند ( قرآن را ) بر دل تو فرود مىآورد . » ( 2 : 97 ايضا 16 : 102 و 26 : 193 - 194 و نيز 16 : 2 و 25 : 1 ) . در واقع موضع اساسى وحى در قرآن شخص رسول خداست : « ترا ميان امتى به رسالت فرستاديم كه پيش از آن پيغمبران و امتهاى ديگرى بجاى ايشان بوده‌اند و در گذشته‌اند ، تا آنچه ما بر تو وحى كنيم بر امت تلاوت كنى » ( 13 : 30 ) مردم معاصر محمد ( ص ) از اينكه فردى از آنها مورد وحى قرار گرفته شگفت‌زده بودند كه قرآن شگفتى آنها را رد مىكند ( 10 : 2 ) . راستى هم چه جاى شگفتى دارد انسانى كه همچون ديگران در كوچه و بازار راه مىرود مهبط وحى الهى گردد ؟ و يا اينكه فرمان مىرسد : « . . . بگو اى پيامبر كه من نمىگويم كه گنجهاى خدا نزد من است و نه آنكه از غيب ( الهى ) آگاهم و نمىگويم كه من فرشته‌ام . من پيروى نمىكنم جز از آنچه به من وحى مىشود » ( 6 : 50 و نيز 3 : 3 و 43 : 43 ) خصيصهء الهى وحى محمدى در اين آيه تأييد مىشود كه « سخن او جز وحى الهى نيست » ( 53 : 4 ) . كلمات الهى كه به دو وحى شده ، او هيچيك از آنها را نمىتواند تغيير دهد : « و آنچه از كتاب خدا بر تو وحى شده ( بر خلق ) تلاوت كن كه هيچكس نتواند كلمات خدا را تغيير دهد » ( 18 : 27 ) . صداقتش با چه تاكيدى بيان مىشود : « و كيست ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ بندد و يا وحى به او نرسيده گويد به من وحى مىرسد و نيز گويد من هم محققا مانند آن كتاب كه خدا فرستاده خواهم آورد » ( 6 : 93 ) . گاهى قرآن موضع دفاع از رسول را در برابر تهمتهاى كافران اتخاذ مىكند و صداقت و شعور و امانت نبى ( ص ) را تأكيد مىكند ( 81 : 15 - 27 و 53 : 1 - 12 ) . ارتباط او را با شيطان رد مىنمايد ( 26 : 210 - 211 و 221 - 223 و 81 : 25 ) و به سختى بر كافران مىتازد . تكيهء سختى بر صدق شعور نبى مىكند ( 6 : 19 ، 50 و 7 : 203 و 10 : 15 و 42 : 24 و 46 : 8 و 20 : 114 و 75 : 16 - 19 ) و به دو دلدارى مىدهد : « ما رسولان و فرشتگان خدا جز به امر خداى تو هرگز از عالم بالا نازل نخواهيم شد . همهء جهانهاى پيش رو و پشت سرو ميان آنها ( هر چه هست ) از آن اوست و هرگز چيزى را فراموش نكند » ( 19 : 64 ) و اين