نمونههايى كه پس از اين عرضه مىكنيم ، اين امر تاحدى آشكار مىگردد . استاد مينوى به تشابه ميان اين كتاب و تفسير كمبريج اشاره كرده ، اشتراك دو كتاب در بسيارى از واژهها و نيز در لحن گفتار ، سخن استاد را تأييد مىكند ، اما متأسفانه از كتاب بخشى ، جز تفسير آيات 78 تا 247 از سورهء بقره چيزى نمانده و تازه از اين ميان هم چند آيه افتاده است ، حال آنكه تفسير كمبريج ، از سورهء مريم ( 19 ) آغاز مىشود . بنابراين مقايسه ميان ترجمهء آيات مشخص ممكن نيست .
شيوهء كار اين كتاب در ترجمه و تفسير ، همان شيوهء تفسير پاك است . بدين معنى كه مؤلف گويى صراحتا ، قصد ترجمهء قرآن را نداشته ، بلكه مىخواسته است كه تكتك آيات را براى فارسىزبانان شرح كند . اين شرح كه به ارادهء مؤلف مىبايد مختصر و فشرده باشد ، ناچار شامل نوعى ترجمه نيز مىگردد كه ما از درون آن شرح بيرون كشيدهايم و در مقايسه ميان ترجمهها به كار بردهايم . حال كه شيوهء كار اين مترجم به مؤلف يا مترجم قرآن پاك شبيه است ، يعنى ، از آنجا كه مترجم ، هيچ دربند ترجمهء دقيق آيات نبوده ، بلكه معانى قرآنى را به ميل و ارادهء خود در عباراتى آزاد بيان مىكرده ، پس تصور مىرود كه مىتوانسته است در كار جملهسازى ، از ساختار طبيعى و معمول زبان فارسى در سدههاى 4 و 5 ه پيروى كند . اما چنين نيست . اين ترجمه نيز مانند ترجمهء پاك ، و نهايتا مانند ترجمهء تفسير بزرگ به شدت تحت تأثير قالبهاى زبان مبدأ قرار دارد . در بيشتر آيات ، به ترجمهاى شبيه به عبارت زير برمىخوريم :
وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ
( بقره / 247 ) ،
و ما حقومندتريم به پادشاهى از او ( ص 108 ) ،
و ماييم سزاوارتر به پادشاهى از او ( ترجمهء رسمى ، 1 / 148 ) .
شگفت آنكه در اين كتاب ، تنها ترجمهء آيات نيست كه به اين شيوه نگاشته شده ، بلكه جاىهايى كه مترجم در آنها از خود يا از قول راويان سخن مىگويد و ظاهرا ملتزم به ترجمهء دقيق گفتارهاى آنان نبوده ، باز جابهجايى تند در واژههاى عبارت - نسبت به آنچه از نثرهاى معروف فارسى مىشناسيم - رخ داده است . اين پديده البته در همهء تفاسير موجود است و نظير آن را در تفسير پاك هم ديديم ، اما اينجا شدت بسيار يافته است .