- ترجمهء رسمى ، 4 / 961 . . . ) ؛ بزرگمنش - مستكبر ( پاك ، 37 - ترجمهء رسمى ، 6 / 1953 ) ؛ سون - سو ( پاك ، 51 ، ترجمهء رسمى ، 4 / 947 ) ؛ آزادى - شكر و سپاس ( پاك ، 91 ، ترجمهء رسمى ، 3 / 793 ) ؛ كينه آهنجيدن - انتقام گرفتن ( پاك ، 100 - ترجمهء رسمى ، 2 / 430 « 1 » ) . علاوه بر اين ، واژگان اساسى دين ، از قبيل رستخيز ، دوژخ ، خداوند ، ديو ( - شيطان ) در هردو كتاب به يكسان است .
با اين همه ، در اين كتاب نيز به همان صورت كه در كتاب قرآن شمارهء 4 ديديم ، كوشش فراوانى دريافتن معادلهاى دقيقترى براى برخى كلمات عربى شده است .
مؤلف گاه لازم ديده است علت گزينش واژهاى را شرح دهد ، بدينسان كه نخست معناى كلمهء عربى را مىشكافد و سپس معادل فارسى آن را پيشنهاد مىكند .
مؤلف ، كلمهء أسلم يسلم را به گونههاى مختلف ترجمه مىكند ، چنان كه دلنگرانى او در مقابل اين لفظ كاملا آشكار است . در
اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ
( بقره / 128 ) ، چنين آورده است : « ما هردو را يگانهء خود گردان » ، و سپس به توضيح اين ترجمه پرداخته ( ص 99 ) . همين كلمه در ترجمهء رسمى ، 1 / 102 ، « مسلمانان » ترجمه شده است ( نيز ابو الفتح ، شعرانى ، 1 / 315 ) . وى فعلى را كه از ريشهء اين كلمه ساخته شده ، شايد به تقليد از ترجمهء رسمى ( 1 / 103 ) ، « مخلص شدن » ترجمه كرده است :
إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ ، قالَ أَسْلَمْتُ
( بقره / 131 ) :
« خالص گردان دل خويش را به شناخت خداى عزّ و جلّ ( 101 ) . »
اما در دو آيه پايينتر ، باز لفظ ترجمه تغيير مىكند :
نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ
( بقره / 133 ) :
« ما مر اين خدا را فرمانبرداريم و يكى گوينده . » ( ص 103 ) . ترجمهء رسمى ( 1 / 103 ) همان لفظ « مسلمان » را حفظ كرده است . نظير اين ترجمه در سه آيه پايينتر تكرار مىشود : « مر خداوند را گردن نهادهايم ، فرمانبرداريم » ( ص 105 ) .
در آيهء قبل ديديم كه مترجم كلمهء « اخلاص » را مقابل « اسلام » نهاده است . وى سپس ، چون در قرآن كريم به همين كلمه برمىخورد
( مُخْلِصُونَ
، بقره / 139 ) ، ناچار آن را وام مىگيرد ، ولى لازم مىبيند آن را توضيح دهد :
« شما مخلصايد . . . پارسى مخلص ، يك روى باشد » ( ص 107 ) .
هامش
( 1 ) همچنين نك تعليقات على رواقى در پايان تفسير قرآن پاك ، ص 125 به بعد .