تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ترجمه از عربى به فارسى ( از آغاز تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
نماز سوى كعبه كنيد ( ص 39 ) . و در غير ترجمه : « ابن عباس گفت : هركسى كاو زنى به زنى كند و كابين نكرده باشد و ناديده دست فاز دارد ، فرو متعهء طلاق واجب شود . متعهء طلاق چهار جامه باشد : شبى بود ، و مقنعه بود ، و چادر بود و ازار بود به مقدار طاقت مرد » ( ص 102 ) . شيوايى و بىپيرايگى اين جمله البته چشم‌گير است ؛ اما جملهء زير از آن هم جالب‌تر است : اين عبارت - هرچند كه از قول « مفسران » نقل شده - اما به آن دليل كه از قلب فرهنگ كهن ايرانى برخاسته ، و نيز به سبب الفاظ و نحوهء ساختمان تركيبات آن‌كه با ديگر تركيبات كتاب تفاوت فاحش دارد ، چنان است كه خواننده گويى ميل دارد آن را متعلق به فارسى كهن‌تر ، فارسى پيش از تأثير عربى بداند ( ص 12 ) : « اين تحيّت مغان بودى اندر ميان ايشان : هزار سال بزى و هزار سال نوروز بخور او مهرگان ، تا ناژ سبز و زاغ سياه و فلك اندر گشتن و شب به بيرون شدن و روز به اندر آمدن ، تنت درست باد و دلت شاد باد . » « 1 » اين عبارات را - بر خلاف آنچه پيش از اين ديديم - به هيچ وجه نمىتوان آسان به عربى ترجمه كرد . تمايل به تفسير ، گاه مؤلف را به آنجا كشانده كه برخى آيات را به معنى ترجمه مىكند و از معادل‌يابى تك‌تك كلمات چشم مىپوشد . مثلا :
فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ
( بقره / 211 ) : « مستوجب شد مر عقوبت سخت خداى را عزّ و جلّ ( ص 79 ) . و در اين حال ، گاه ترجمهء بخشى از آيه را به كلى فرومىگذارد :
حافِظُوا عَلَى
الصَّلاةِ الْوُسْطى وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ
( بقره / 238 ) : « نگه‌دار باشيد مر پنج نماز را كه بگزاريد به قوت ، و به خاصه مر نماز ميانگى را » ( ص 103 ) . اين شيوه موجب مىگردد كه مترجم از ترجمهء حرفهايى چون انّ ، قد و بسيارى از ديگر حروف تأكيد ، و حتى گاه ، قيدهاى دشوار چشم بپوشد . از اين‌رو ، كلماتى چون بدرستيكه ، همانا ، هر آينه در آن كمتر مىتوان يافت . در آيهء زير ، دو ابزار تأكيد را ناديده گرفته است :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ
( بقره / 248 ) : « اندر فاز آوردن تابوت زى شما ، نشانى است مر شما
هامش
( 1 ) قياس شود با آفرين موبد موبدان در ( نوروزنامه ) ى منسوب به خيام ، تهران ، 1312 ، ص 18 .